{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مثل یک فاجعه درگیر نگاهت شده ام

مثل یک فاجعه درگیر نگاهت شده ام
لحظه ای دیدمت آکنده ز آهت شده ام
مثل تشویش مسافر که به مقصد برسد
روزگاریست که آواره ی راهت شده ام
رسن عشق تو زنار عبودیت من
من مصلوب تو مغلوب گناهت شده ام

عطر پیراهن تو ، سینه ی کنعان من و
مثل یعقوب نبی در پی چاهت شده ام
دل مغموم من و وسوسه ی توسن عشق
مثل آهوی رضا غرق پناهت شده ام

اگر آوازه ی احساسم و سلطان غزل
همه از حشمت چشمان چو شاهت شده ام
مجلس عشق مرا چشم رضا خانی ی تو
بسته بر توپ و بسی غرق جراحت شده ام
ازتو ترسیم قشنگی که کشیدم به غزل
متحیر ز تو و شوکت و جاهت شده ام

لرزش طره ی نازت ، تب عناب لبت
عجب از خلقت آن چشم سیاهت شده ام
همه ی مقصد و مقصود غزل وصف توبود
که روایتگر آن چهره ی ماهت شده ام
دیدگاه ها (۶)

مثل یک فاجعه درگیر نگاهت شده ام لحظه ای دیدمت آکنده ز آهت شد...

در این شب باستانی تقدیم میکنم یکیاز سروده هایم را به ارواح ا...

اے ڪه از معجزه‌ے عشق تو شاعر شده‌امبه غزلخوانیِ چشمان تو فاخ...

عاشقانه

السلام علیک یا امام رضا (ع) صدای ذکر تو شب را فرشته باران کر...

عزیزان :پیشاپیش نیمه شعبان بر شماو حانواده های محترمتان مبار...

این بار تقی یاهو ..

درهلهله اشراراستاره زندسوسواسپهبداوبرخاک مردانه..

شعر طولانی هست ولی خیلی قشنگه شعری از مهدی سلحشور عصر يك جمع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط