عاشقانه
شـوق دیـدار تو صـد گـونه دوا بـود دوا
عشـق تـو در دل ما عـین شـفا بود شـفا
هر چـه از سوی تو آمد ز کـرم بـود کـرم
انچـه از جانب مـا بـ،ود جفـا بـود جفـا
دل به نخجیرکشیدن چه گران بودگران
سـر بـه پای تو نهـادن به رضا بـود رضا
دل بغیر تو سپردن به هـوس بود هوس
پا ز کوی تو کشیدن به خـطا بــود خطا
جان فدای تو نکردن به غلـط بــود غلط
در ره غـیر تـو رفـتن چـه بــلا بــود بـلا
در پی یـار دویـدن بـــه ادب بـــود ادب
جـــان مــا در طلب یـار فــدا بــود فـدا
بی تو احوال دلم عین فغـان بـود فـغان
با وجـود تو دلـم غـرق صـفـا بـود صـفا
هرچه دروصف توگفتیم بحق بود بحـق
شــاهـد حـال دل مـا که خـدا بـود خـدا
ذوق " ناصح" که برای تو غزل بود غزل
واژه ی وصـف نگاهش چه بجا بود بجا
بـه هـوای سر کـوی تو مقیم است مقیـم
بی وفایی ز تو این گـونه چرا بـود چرا؟
#علی_فعله_گری
عشـق تـو در دل ما عـین شـفا بود شـفا
هر چـه از سوی تو آمد ز کـرم بـود کـرم
انچـه از جانب مـا بـ،ود جفـا بـود جفـا
دل به نخجیرکشیدن چه گران بودگران
سـر بـه پای تو نهـادن به رضا بـود رضا
دل بغیر تو سپردن به هـوس بود هوس
پا ز کوی تو کشیدن به خـطا بــود خطا
جان فدای تو نکردن به غلـط بــود غلط
در ره غـیر تـو رفـتن چـه بــلا بــود بـلا
در پی یـار دویـدن بـــه ادب بـــود ادب
جـــان مــا در طلب یـار فــدا بــود فـدا
بی تو احوال دلم عین فغـان بـود فـغان
با وجـود تو دلـم غـرق صـفـا بـود صـفا
هرچه دروصف توگفتیم بحق بود بحـق
شــاهـد حـال دل مـا که خـدا بـود خـدا
ذوق " ناصح" که برای تو غزل بود غزل
واژه ی وصـف نگاهش چه بجا بود بجا
بـه هـوای سر کـوی تو مقیم است مقیـم
بی وفایی ز تو این گـونه چرا بـود چرا؟
#علی_فعله_گری
- ۴۱۰
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط