چقدر بي تو تنها هستم...

چقدر بي تو تنها هستم...
هر چه از تو دورم به ناله هاي شبانه نزديكتر مي شوم...
نه گريه نكن ! اين صداي اشكهايم نيست!

اگر اشك مي آمد غمي نبود...
مي شست يادت را ....
شايد براي لحظه اي ...
اما همان يك دم نفسم را با خود مي برد...

دوباره صبح شده...
پرنده ها به تو سلام ميگويند!
آسمان آبي ست و من در اتاقم !
شايد سالها گذشت..
و من در انتظار ت زمان را چه مداوم گم كرده ام!

تو اگر بودي...
شايد غمي نبود اما اگر ان هم نباشد...
از بي نشاني مي ميرم !!
دیدگاه ها (۱۲)

چند شعر هاشور از زانا کوردستانی

دفترم لبریز شده از احساساتروز و شب شکر میکنم او را که تو را ...

این روزها، هوای دیدنت، چقدر در من بیداد می کند 😢خشت خشت خانه...

بیهوده میگردم به دنبالت،وقتی نیستی ، بیهوده نشسته ام چشم به ...

بیهوده میگردم به دنبالت،وقتی نیستی ، بیهوده نشسته ام چشم به ...

بیهوده میگردم به دنبالت،وقتی نیستی ، بیهوده نشسته ام چشم به ...

مدتی بود تماس هایت کمرنگ شده بودسلام هایت سرد، حروف چینیهایت...

مدتی بود تماس هایت کمرنگ شده بودسلام هایت سرد، حروف چینیهایت...

دارم به تو فکر نمی کنم ...اصلا حواسم به تو نیست ...دارم به ع...

دارم به تو فکر نمی کنم . اصلا حواسم به تو نیست. دارم به عکسه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط