{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در اولین لحظه ای که بدنیا آمدم

در اولین لحظه ای که بدنیا آمدم
گره ای به نافم زدند که معنای گره را بفهمم!
همان لحظه دانستم که همیشه گره معنای بدی ندارد…
شاید حکمتی در این گره هاست!
با خوشبینی و صبر هر گره را با رنگی زیبا کنار گره بعدی میگذارم و خدا را شکر می کنم که توانایی مقابله با آنچه سرنوشت برایم رقم زده دارم؛
شاید روزی برسد که با این همه گره فرشی زیبا ببافم
فرشی که خالق هستی نقشه اش را کشیده و مرا برای بافتنش برگزیده؛
چرا که استعداد و توانایی لازم را در من دیده!
و من هر لحظه شکرگزارم


شکرت خداااااااا جون❤❤❤❤
دیدگاه ها (۲۰)

خداونداااااا تو زیباترین حضور زندگی  منی  و من عجیب  به آغوش...

عاشق نباشی حس باران را نمی فهمی فرق قفس با یک خیابان را نمی ...

انسان بی شباهت به «آب» نیست؛اگر بخواهد زنده باشد و زندگی ببخ...

می گویند با هر کس باید مثل خودش رفتار کرد.شما گوش نکنید،چون ...

از گره های بی شمار زندگی گله نمیکنمدر اولین لحظه ای که بدنیا...

از گره های بی شمار زندگی به خدا گله نکنیمدر اولین لحظه ای که...

از گره های بیشمار زندگی گله ای ندارم. اولین لحظه ای که بدنیا...

از گره های بیشمار زندگی گله ای ندارم. اولین لحظه ای که بدنیا...

از گره های بی شمار زندگی گله نمی کنم. در اولین لحظه ای که بد...

از گره‌های بی‌شمار زندگی گله نمیکنم.در اولین لحظه‌ای که به د...

از گره‌های بی‌شمار زندگی گله نمیکنم.در اولین لحظه‌ای که به د...

از گره های بی شماره زندگی گله نمی کنم در اولین لحظه که به دن...

از گره های بی شمار زندگی گله نمی کنم !!!در اولین لحظه ای که ...

از گره هاےبے شمار زندگےگله نمیکنم.در اولین لحظه اے که به دنی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط