{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آمد از باغ نگاهم برگ سبزی چید و رفت واژه امید از چشمان من

آمد از باغ نگاهم برگ سبزی چید و رفت واژه امید از چشمان من دزدید و رفت او که عمری با غزلهای دلم خو کرده بود عاقبت از ایل چشم شاعرم کوچید و رفت
کوچه کوچه بغض هایم شد مسیر رفتنش هق هق این کودک احساس را نشنید و رفت دفتر غم های من در پیش چشمش باز بود خاطرات تلخ و شیرینی به من بخشید و رفت
گرچه او مرهم نشد بر زخم های قلب من روی زخم کهنه ام مُشتی نمک پاشید و رفت گریه هایش را درون بقچه ای پیچیده بود وقت رفتن با لبی خندان مرا بوسید و رفت
دیدگاه ها (۳)

فکـــرتـــــ از ســـرم افتـــاد ...بــه همیـــن راحتــی !!نـ...

ای کاش عشقم منوبه اندازه گوشی موبایل دوست داشت! چونبدون اون ...

تقدیم به او که نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داددلم برای...

ﺣﺎﻻ ﮐﻪ رﻓﺘﻨﯽ ﺷﺪﻩ ای ﻃﺒﻖ ﮔﻔﺘﻪ ات ﺑﺎﺷﺪ، ﻗﺒﻮل…ﻻاﻗﻞ اﯾﻦ ﻧﮑﺘﻪ را...

گرچه او مرهم نشد بر زخم های قلب منروی زخم کهنه ام مُشتی نمک ...

مولا على عليه السلام:الدُّنيا لا تَصفو لِشارِبٍ، ولا تَفی لِ...

خدا همان دستی‌ستکه وقتی همه چیز از دستت رها می‌شودآرام و بی‌...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿ای عاشقِ خام، از خدا دوری توما با تو ...

رهایتنمی‌کردم! مگر زمانی که مرا از قصد گم کردی.

امام صادق عليه السلام:اگر به كسى خوبى كردى، آن را با منّت گذ...

HRE

تفکرات مهم اقتصادی در جهان

و صبر اوج احترام به حکمت خداست🤍#تکست #مشکی #ویسگون

خودت را به خدا بسپارچون همه چیز در پناه خدا امن است دل را آر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط