گرچه او مرهم نشد بر زخم های قلب من

گرچه او مرهم نشد بر زخم های قلب من

روی زخم کهنه ام مُشتی نمک پاشید و رفت

گریه هایش را درون بقچه ای پیچیده بود

وقت رفتن با لبی خندان مرا بوسید و رفت

.

.
دیدگاه ها (۳)

در پسِ این کوچه‌های مه‌گرفته، دور و تارمی‌درخشد خنده‌ای، مان...

#my.sexy.toy. psrt 8 فیلیکس سرش رو از روی شانه‌ی هی...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

Anything

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

پارت دوم: «طوفان در شیشه‌ها»صدای رگبار باران شدیدتر شده بود ...

پارت ۳۱ناروتو به ارامی روی تخت دراز کشید، لحظه ای که سرش روی...

پارت چهارم: بازگشت به نقطه‌ی صفرپله‌های مارپیچ و سنگی برج سا...

پارت ۲۱«من میرم برات آب میارم.»«باشه»تهیونگ برق های خانه را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط