{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در چهارمین روز از ماه #شعبان، #حضرت_علی را به #تولد فرزند

در چهارمین روز از ماه #شعبان، #حضرت_علی را به #تولد فرزندی از بانوی ادب بشارت دادند.
.
حضرت امیر خوشحال شد و فرمود: این نوزاد مقام بزرگی نزد #خدا دارد.
.
حضرت زینب #کودک را در پارچه ای سفید پیچید ونزد پدر آورد و از #القاب او پرسید. پدر پس از خواندن اذان و اقامه در گوش پسر، نامش را #عباس، کنیه اش را #ابوالفضل و از القابش به #قمر_بنی_هاشم و #سقا اشاره کرد و فرمود: او روزی #ساقی لب تشنگان #کربلا می‌شود، #زینب بغض کرد و #اشک هایش جاری شد‌.
این بغض، #همسایه شادی تولد ماه بنی هاشم بود.
.
گاهی علی #دست های کوچک فرزندش را از قنداقه بیرون می‌آورد می‌بوسید و می‌بویید و #گریه می‌کرد، در جواب #ام‌البنین می‌گفت: روزی این دست ها فدای برادرش #حسین می شود.
.
عباس دنیای #ادب بود. هیچگاه به حسین، جز آقا و مولا چیزی نگفت. مگر همان روزی که حضرت زهرا به عباس یا بُنَّیَ گفت و عباس به امامش برادرم، و حسین ناله سر داد انکَسَر ظَهری...
.
همان روزی که دست هایش را فدای حسین کرد، #چشم‌هایش را فدای چشم انتظاری #رقیه و مشک پاره پاره اش، نشان تشنگی خیام #حرم شد.
.
او هنوز هم #پاسدار حرم است، در بهشتی به نام #بین‌_الحرمین. اذن حرم حسین را باید از عباس بگیری و بعد زائر شوی.
او #باب_الحوائج دل‌های خسته است.
.
چهارم شعبان است و گهواره مولود، امروز به سمت #کربلا تکان می‌خورد.
.
نویسنده : #طاهره_بنائی_منتظر
دیدگاه ها (۲)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

حضرت ابوالفضل العباس(ع)، مظهر وفاداری است؛وفایی که با هیچ سخ...

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش اول

برادریِ حضرت ابوالفضل العباس(ع)، تنها یک نسبت خانوادگی نبود؛...

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش دوم

#یک_دقیقه_کتاب | حرفش را با خون اثبات کرد🔹 اگر مردم مدینه شر...

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت اول)

🌷 شهید عباس اسمیه؛ سرباز جبهه حق و مدافع حریم اهل‌بیت(ع)شهید...

پنجم ربیع‌الاول، یادآور وفات بانویی از سلاله پاکان است #حضرت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط