آتش بهانه بود که بی مادرم کنند

آتش بهانه بود که بی مادرم کنند
هیزم وسیله بود که خاکسترم کنند
از لابه لای پنجره دیدم به چشم خویش
با آتش آمدند که نیلوفرم کنند
در خاطرات زخمی بابا نوشته بود:
یک شهر آمدند که بی یاورم کنند
دستش بلند شد، همه عرش روضه خواند
با دست خویش آمده تا پرپرم کنند
انگار این قبیله ی بد ذات پر فریب
اصلا بنا نبود مرا باورم کنند
مادر فتاده روی زمین بین کوچه ها
با تازیانه آمده بی مادرم کنند
...
غمگین نباش از حرمت روز واقعه
آنجا به روی خاک بنای حرم کنند
...
اللهم العن الجبت و الطاغوت
" محمد جواد خراشادیزاده "
دیدگاه ها (۱)

#آتش #بهانه بود که #بی_مادرم کنند#هیزم وسیله بود که #خاکسترم...

سفید شدن موی سر با دیدن #عذاب_قبر /داستانی از #آیت_الله_قاضی...

شب اول قبر به روایت یک دختر هنگامی كه جنازه مادر را در میان ...

مکاشفه ای عجیب در عالم برزخمرحوم علامه سید محمد حسین طباطبای...

***شب اول قبر به روایت یک دختر***علامه سید محمد حسین طباطبائ...

✅ شب اول قبر به روایت شاهد زنده!!🌺علامه سید محمد حسین طباطبا...

دلها اگر که بال برای تو میزنندهر شب سری به سمت سرای تو میزنن...

ابن ملجم و قطام چگونه قصاص شدند?ابن ملجم مرادی که دارای نسبی...

فضیلت و اعمال نیمه شعباندر حدیثی که در وسایل ‌الشیعه، بحار ا...

فضیلت و اعمال نیمه شعباندر حدیثی که در وسایل ‌الشیعه، بحار ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط