قفس

قفس

تا کی به یادت در دلم فریاد باشد
باید وجودم از قفس آزاد باشد

زیبایی‌ات ساکت نمی‌سازد قلم را
هر شب بیا تا شاعرت استاد باشد

پاییز را غمگین نکن بی شانه‌هایت
ای ماه! می‌خواهم که فصلم شاد باشد

نابود کردم در نبودت بیستون را
این مرد باید بدتر از فرهاد باشد

این کوچه را هموار کن با عطر عشقت
ای کاش باشی تا جهان آباد باشد

#مهدی_ملکی_الف
دیدگاه ها (۰)

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

مافیای من

𝑫𝒂𝒓 𝒐𝒎𝒈𝒉-𝒆 𝒏𝒆𝒈𝒂𝒉-𝒆 𝒕𝒐(در عمق نگاه تو) پارت𝟗...برای باکوگو دی...

یکی از کارمندان رستوران اهنگ هایده را خواندسر به روی شانه ها...

خیلی زیباست...زیباترین شعر هستی... مادرم...تو را می ستایم......

شهلا گرگانی شاعر کرمانشاهی

لب مرگ

#داستان

ریباز سالار

چرا اینگونه از موی زنان ارشاد میترسد از این موی رها گشته به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط