حقیقت تلخ

نوشتن برای سینما از واکنش‌هایی است که یک بیننده به کُنشِ فکریِ مولف می‌دهد. در این واکنش دو مسئله‌ی کلی نهفته است. اول: سلیقه‌ی بیننده و دوم: علم او. چنین مسائلی هیچ‌ربطی به نظامِ فکری فیلم‌ساز ندارند تا حدی که می‌توان گفته‌های میشل فوکو و امرِ هرمونوتیک را نقض کرد. مقوله‌ی مهم در این وانفسا ارزیابیِ سطحِ سلیقه‌ی بیننده و نمودارِ دانِش او است. در مورد سلیقه بطور کلی نمی‌شود نظر داد و شناختن جوامع و فرهنگ قاطبه در آن موثرترین الگوریتمِ فکریِ آدم‌هایی است که مثلاً «هزارپا» ابوالحسن داوودی، «زودپز» رامبد جوان، «70 سی» بهرام افشاری را دوست دارند و دیگران را به تماشای آن دعوت می‌کنند؛ اما مشخصاً وقتی حرف از تکنیک، علم و شناختِ فُرمیکِ سینما می‌شود، از نمونه‌های خارجی مثالی می‌آوریم و صراحتاً به مقایسه‌ می‌پردازیم. نکته‌ی اول این‌جا است که منِ نویسنده که سال‌ها است در مورد سینما می‌نویسم و خیلی پیش آمده که نظرم راجع به اثری تغییر کند، حق ندارم اثری را با دیگر آثارِ ساخته شده، چه داخلی و چه خارجی، مقایسه‌ی مو به مو کنم. این حق نداشتن بخشی از تَقدُمِ فُرم بر محتوا است چرا که مثلا «سرگیجه» هیچکاک در یک فرهنگ و جامعه‌ی دیگری ساخته شده و «مرگ یزدگرد» بیضایی، درمورد تاریخ و فرهنگِ جامعه‌ای دیگر. از این بابت است که سینما منطقِ جهانشمولش را از دست می‌دهد؛ تا جایی که «جدایی نادر از سیمین» اصغر فرهادی، بیشتر در فرهنگ و اجتماعِ ایرانی خوانده خواهد شد و...
برای مطالعه‌ی متن کامل از لینک زیر استفاده کنید.
https://longtake.ir/?p=24471
برای مشاهده‌ی ویدئوی مرتبط از لینک زیر استفاده کنید.
https://aparat.com/v/msg7fj1
دیدگاه ها (۰)

نقد فیلم «من می‌ترسم» به بهانه‌ی اکران

نقد کمدی‌ها و استندآپ‌ها

نقد «آن دیگری» به بهانه‌ی اکران آنلاین

نقد فیلم «فرارکن، مخفی‌شو، بجنگ: کافران»

نقد تئاتر «ابن شمر» به بهانه‌ی اجرا در اصفهان

نقد فیلم «سقوط2: نقطه‌ی مرگ»

نقدی بر سینمایی «کامیون» به بهانه‌ی اکران آنلاین

نقد فیلم «اتاق‌های پشتی»

آغوش ها برای هم آغوشی ها

نقد فیلم «یونیون کانتی»

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط