یارم به یک لا پیرهن، خوابیده زیر نسترن
یارم به یک لا پیرهن، خوابیده زیر نسترن
ترسم که بوی نسترن، مست است و هوشیارش کند
پیراهنی از برگ گل، از بهر یارم دوختم
از بس لطیف است آن بدن، ترسم که آزارش کند
ای آفتاب آهسته نِه، پا در حریم یار من!
ترسم صدای پای تو، خواب است و بیدارش کند
پروانه امشب پر نزن، اندر حریم یار من!
ترسم که بوی نسترن، مست است و هوشیارش کند
پیراهنی از برگ گل، از بهر یارم دوختم
از بس لطیف است آن بدن، ترسم که آزارش کند
ای آفتاب آهسته نِه، پا در حریم یار من!
ترسم صدای پای تو، خواب است و بیدارش کند
پروانه امشب پر نزن، اندر حریم یار من!
- ۴.۷k
- ۳۱ فروردین ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط