{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پروانه امشب پر نزن ، اندر حریم یار من

پروانه امشب پر نزن ، اندر حریم یار من

یارم به یک لا پیرهن ، خوابیده زیر نسترن

ترسم که بوی نسترن مست ست و هشیارش کند

پیراهنی از برگ گل ، از بهر یارم دوختم

از بس لطیف است آن بدن ، ترسم که آزارش کند

ای آفتاب آهسته نه ، پا در حریم یار من

ترسم صدای پای تو خواب است و بیدارش کند

پروانه امشب پر نزن اندر حریم یار من

ترسم صدای شهپرت بیدار کند دلدار من

"فایز دشتستانی
دیدگاه ها (۲)

به عشقشک کردم...از زمانی کهعاشقانه عشق ورزیدم و ظالمانه ظلم ...

گاهی دلمان گرفت ازآنهایی که در دلمان بودند.....از حرفهایی که...

ﺍﯼ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺍﺯ ﺗﻮ ﮐﺠﺎ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﮔﺮﯾﺨﺖ؟ﻣﻦ ﺭﺍﻩ ﺁﺷﯿﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﺑﺮ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط