🐨 : نمیدونم چرا امروز دلم میخواد فقط شیطونی کنم.
🐨 : نمیدونم چرا امروز دلم میخواد فقط شیطونی کنم.
🐨 : آره ، انگار حال و هوام یه کم بازیگوش شده.
قصصالانبیا قصصالانبیا صفحه ۱فل 🐨ه۷۷خخمخ : (به انگلیسی ) شب قشنگیه ~
🐨 : و روز قشنگیه ~
🐨 : سلام به همتون !
🐨 : ترجمه همزمان رو گذاشتم روی کرهای ، واسه همین هی دارم کرهای حرف میزنم.
🐨 : خب بالاخره من کرهایام دیگه ، نه ؟ 😅
🐨ر: سلام دوباره ، یهکم حس عجیبی دارم.
🐨 : تازه گوشمو سوراخ کردم. گفتن فعلاً نمیتونم گوشوارهمو با حلقه عوض کنم.
🐨ر: مرسی که تولدمو بهم تبریک میگین
🐨 : چون امروز تولدمهر ، خیلی حال و هوام خوبه !
تهیونگ توی لایو نامجون کامنت گذاشت.
🐯 : حالت چطوره ؟!
🐯 : خب ؟
🐯 : 72 ~
🐯 : دویدن با ضربان قلب 120 – 130 تا توی دقیقه خیلی خوبه.
🐯 : هههههههههه
🐯 : هههههههه، از بدن من ، من ، هههههههه
🐯 : این یهوییه ؟ هههههههه
🐯 : من این کار رو انجام میدم
🐯 : سینهام فشرده / سفته
🐯 : من بدنساز میشم / خواهم شد
🐯 : اما من قبلاً دویدن رو انجام میدم.
🐯 : بیا بعداً با هم تمرین کنیم. خداحافظ !
🐯 : " دویدن رمانتیک شروع میشه. "
🐯 : آره
🐨 : ( به انگلیسی ) تهیونگ میگه میخواد بدنساز بشه.
🐨 : ( به کرهای ) هر کاری دلت میخواد بکن تهیونگا.
🐨 : ( به انگلیسی ) هر کاری میخوای بکن وی ! برو انجامش بده
🐨 : چون چیزی برای ثابت نگه داشتن گوشی ندارم ، خب چارهای نیست ، همینجوری لایو میگیرم.
🐨 : موهامو رنگ کردم.
🐨 : جالبه ، این رنگی که میبینین همون رنگیه که از قبل زده بودم.
🐨 : ( به انگلیسی ) فقط اومدم یه « سلام » بگم.
🐨 : آره ، اینجا استودیوی خودمه.
🐨 : تازه ورزش کرده بودم و بیرون بارون میومد. امروز برنامه خاصی نداشتم ، برای همین با مامان بابام رفتم غذا خوردم.
🐨 : ( انگشترشو نشون میده ) آهان ، اینو جینهیونگ بهم داده. میپرسین چرا دست چپ و انگشت حلقه امه ؟ چون رو بقیه انگشتام اندازه نبود.
🐨 : جین چند بار پرسید شاید اندازه بقیه بشه ، ولی نه ، نشد. ببینین ، فقط این انگشت شد.
🐨 : مرسی که تولدمو تبریک میگین 💜
🐨 : دوستامم تبریک گفتن.
🐨 : ولی من فکر میکنم مهمترین تبریک ، تبریک شماست. برای همین اینجام.
🐨 : ( به انگلیسی ) خیلی وقته ندیدمتون. فکر کنم آخرین لایوم دو ماه پیش توی آمریکا بود.
🐨 : ( به انگلیسی ) کیک تولد ؟ نه ، نخریدم. پس احتمالش کمه.
🐨 : درباره رنگ موهامم بگم ، امروز مارتین از Cortis رو دیدم ، موهاش شبیه منه. اونم بهم تبریک گفت. بچههای TXT و تهیونگ هم تبریک گفتن.
🐨 : قبلاً که فقط ما میرفتیم مراسم آخر سال ، خیلی خلوت بود. ولی الان خانوادهی هایب بزرگ شده. حتی ILLIT هم برام CD هدیه دادن.
🐨 : آره ، انگار حال و هوام یه کم بازیگوش شده.
قصصالانبیا قصصالانبیا صفحه ۱فل 🐨ه۷۷خخمخ : (به انگلیسی ) شب قشنگیه ~
🐨 : و روز قشنگیه ~
🐨 : سلام به همتون !
🐨 : ترجمه همزمان رو گذاشتم روی کرهای ، واسه همین هی دارم کرهای حرف میزنم.
🐨 : خب بالاخره من کرهایام دیگه ، نه ؟ 😅
🐨ر: سلام دوباره ، یهکم حس عجیبی دارم.
🐨 : تازه گوشمو سوراخ کردم. گفتن فعلاً نمیتونم گوشوارهمو با حلقه عوض کنم.
🐨ر: مرسی که تولدمو بهم تبریک میگین
🐨 : چون امروز تولدمهر ، خیلی حال و هوام خوبه !
تهیونگ توی لایو نامجون کامنت گذاشت.
🐯 : حالت چطوره ؟!
🐯 : خب ؟
🐯 : 72 ~
🐯 : دویدن با ضربان قلب 120 – 130 تا توی دقیقه خیلی خوبه.
🐯 : هههههههههه
🐯 : هههههههه، از بدن من ، من ، هههههههه
🐯 : این یهوییه ؟ هههههههه
🐯 : من این کار رو انجام میدم
🐯 : سینهام فشرده / سفته
🐯 : من بدنساز میشم / خواهم شد
🐯 : اما من قبلاً دویدن رو انجام میدم.
🐯 : بیا بعداً با هم تمرین کنیم. خداحافظ !
🐯 : " دویدن رمانتیک شروع میشه. "
🐯 : آره
🐨 : ( به انگلیسی ) تهیونگ میگه میخواد بدنساز بشه.
🐨 : ( به کرهای ) هر کاری دلت میخواد بکن تهیونگا.
🐨 : ( به انگلیسی ) هر کاری میخوای بکن وی ! برو انجامش بده
🐨 : چون چیزی برای ثابت نگه داشتن گوشی ندارم ، خب چارهای نیست ، همینجوری لایو میگیرم.
🐨 : موهامو رنگ کردم.
🐨 : جالبه ، این رنگی که میبینین همون رنگیه که از قبل زده بودم.
🐨 : ( به انگلیسی ) فقط اومدم یه « سلام » بگم.
🐨 : آره ، اینجا استودیوی خودمه.
🐨 : تازه ورزش کرده بودم و بیرون بارون میومد. امروز برنامه خاصی نداشتم ، برای همین با مامان بابام رفتم غذا خوردم.
🐨 : ( انگشترشو نشون میده ) آهان ، اینو جینهیونگ بهم داده. میپرسین چرا دست چپ و انگشت حلقه امه ؟ چون رو بقیه انگشتام اندازه نبود.
🐨 : جین چند بار پرسید شاید اندازه بقیه بشه ، ولی نه ، نشد. ببینین ، فقط این انگشت شد.
🐨 : مرسی که تولدمو تبریک میگین 💜
🐨 : دوستامم تبریک گفتن.
🐨 : ولی من فکر میکنم مهمترین تبریک ، تبریک شماست. برای همین اینجام.
🐨 : ( به انگلیسی ) خیلی وقته ندیدمتون. فکر کنم آخرین لایوم دو ماه پیش توی آمریکا بود.
🐨 : ( به انگلیسی ) کیک تولد ؟ نه ، نخریدم. پس احتمالش کمه.
🐨 : درباره رنگ موهامم بگم ، امروز مارتین از Cortis رو دیدم ، موهاش شبیه منه. اونم بهم تبریک گفت. بچههای TXT و تهیونگ هم تبریک گفتن.
🐨 : قبلاً که فقط ما میرفتیم مراسم آخر سال ، خیلی خلوت بود. ولی الان خانوادهی هایب بزرگ شده. حتی ILLIT هم برام CD هدیه دادن.
- ۱.۳k
- ۲۱ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط