{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازی درخون 🍷🗡

بازی درخون 🍷🗡
پارت هشتاد نه🍷🗡



باز تب کرده بود
این تب کردنای راه به راهش خوب نبود

باید دلیل تب کردناش و می‌فهمیدم
اخم کردم

مچ دستاشو و باز کردم

بندازی دور دستش باعث قرمزی قسمتی از دستش شده بودن.

باید سریع میبردمش بیمارستان
یه سرم و آرامبخش میزدن

یا نه؛

کارش به بیمارستان مربوط نمیشد
باید پیش روانشناس می‌بردم

پوفی کشیدم
گوشی رو برداشتم و شماره میلاد و برداشتم

+بله اقا؟

_یه سرم و آرامبخش بخر بیار!

گوشی رو قطع کردم

کنارش نشستم و آروم آروم تکونش دادم

همزمان اسمشو صداش کردم
+پری؟

بیدار شد ، نفس نفس میزد
روی پلکاش بوسه ای زدم
+جانم؟ چرا تب کردی آخه تو...

بیجون بود ولی لب زد
_ازت متنفرم...
دیدگاه ها (۱)

پارت ۲ ویو ا.ت با صدای آزار دهنده ی زنگ ساعت گوشیم ، دستم رو...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁴ویو: اتچند ساعت گذشته بود.هنوز ر...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.16(روایت از زبان جونگ ک...

+نه بابا اخه ببی ( بوق بوق گوشی رو قطع کرد) دید ات وای چکار...

وقتی میاین ایران ولی تحریک میشه...با تعجب خییلییی زیاد نگاشو...

Enemys Embrsce [ part ادامه ۳۴ ]

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط