{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی میاین ایران ولی تحریک میشه...

وقتی میاین ایران ولی تحریک میشه...


با تعجب خییلییی زیاد نگاشون میکردم که یهو داد بلند عمو بلند شد .
_ جند.ه پولی .
تو یه حرکت موهای دخترعموم رو گرفت
سمت در خونه برد و ازش خارج شد ، و بعدش زنعمو و پسرعموم خارج شدن ، سمت گوشی کوک رفتم باید میفهمیدم عمو چی دیده که اینجوری از عصبانیت سرخ شده!
دستم و دراز کردم که زودتر بابا گوشی رو برداشتم و نگاه کرد، در آخر با عصبانیت گفت
_ دیگه حق ندارن پاشون و اینجا بزارن .!
کوک خونسرد غذاشو میخورد ، دستم و دراز کردم و گوشی رو گرفتم .
_ بده من گوشی رو میرا .
سمت کوک برگشتم
_میخوام منم ببینم!
اخمی کرد و جدی لب زد
_ گفتم گوشی رو بده بهم !
نوچی کردم که داخل یه حرکت بلند شد و منو رو کولش انداخت جیغی کشیدم .
_دستتتون درد نکنه ، ما میریم بخوابیم . غروب هم میریم بیرون!
مامان بابا با خنده سری تکون دادن ، دست و پا میزدم بیام پایین به در اتاقم رسید .
_بزارم پایییین!
اسپنکی به با•سنم زد و درو باز کرد و منو رو تخت انداخت تیشرتش و در آورد و کنارم دراز کشید .
_آه . بیا بخوابیم !
دستشو دورم انداخت و پاشو رو پاهام بازوش زیر سرم بود ؛ عصبی بازوش و گاز گرفتم که واکنشی نشون نداد .
_ کوککککک . بده منم ببینمم!
نوچی کرد ، آروم گوشه چشمش و باز کرد و گفت
_هیس شو بچه ، میخوام بخوابم خسته ام !
دست به سینه رو تخت نشستم ، دستش دور کمرم حلقه شد سرشو رو پام گذاشت .
_اومم.
_جونگکوکاا چاگیی حداقل بده باهاش بازی کنم!،
کوک با شیطنتت گوشه چشمشو باز کرد و گفت
_ اهوم باشه الان میدم بهت .
ذوق زده خیرش شدم که دستش سمت شلوارکش رفت.
تازه فهمیدم چیشد!
جیغی کشیدم
_نههههه نمیخوااااااممممم .
کوک قهقههه ای زد ...
دیدگاه ها (۹)

وقتی بچه دارین ولی . ....هوفی کشیدم، جیغ دوباره ی سول بلند ...

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟- #ParT_5 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄بی ه...

وقتی دوست صمیمی هستین ولی اون دوست دختر داره ولی یه روز ... ...

RESPECT OR DIE : پارت پانزدهممرد چند لحظه به جونگ‌کوک خیره م...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:³⁸ویو: اتچشم‌هام رو به‌آرومی باز ک...

LESSON

وقتی میرین مهمونی ولی...درخواستی ادکلن هم زدم که صدای هول زد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط