{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مشکل مالي داشتم رفتم بانک وام بگيرم بعد از احوال پرسي يکي

مشکل مالي داشتم رفتم بانک وام بگيرم بعد از احوال پرسي يکي از کارمندان منو به رييس معرفي کرد گفت شغلتون چيه گفتم مدير هستم بلند شد دوستانه سلامم کرد و قهوه و آبميوه دستور داد بيارن. بعدش گفت: مدير کجا هستيد؟؟ منم گفتم مدير گروهم در واتساپ!!
لامصب دوتا لگد زد انداختنم بيرون! چه آدماي وحشي پيدا ميشن!
خاطرات مدير گروه
دیدگاه ها (۲)

ﻣﻦ ﺗﺎ ﺷﺶ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﺳﻤﻢ ﺩﺳﺖ ﻧﺰﻧﻪ…!ﺗﺎﺯﻩ ﯾﻪ ﭘﺴﺮ ﻋﻤﻮ ﻫﻢ...

دوستم ميگه من که ميخوام شام عروسيم"املت"باشه........چيه؟ميدو...

من هرچي فک ميکنم هيچ دليلي پيدا نميکنم که : ناراحت باشـم !با...

تاحالا دقت کردین هرچی به اواخر پائیز نزدیک میشیم...............

مشکل مالی داشتم رفتم بانک وام بگیرم بعد از احوال پرسی بایکی ...

مشکل مالی داشتم رفتم بانک وام بگیرم بعد از احوال پرسی بایکی ...

مشکل مالی داشتم رفتم بانک وام بگیرم بعد از احوال پرسی بایکی ...

مشکل مالی داشتم رفتم بانک وام بگیرم بعد از احوال پرسی بایکی ...

مشکل مالی داشتم رفتم بانک وام بگیرم بعد از احوال پرسی با یکی...

رفتم بانک وام بگیرم... رییس بانک پرسید،شغلتون چیه؟گفتم مدیر ...

رفتم بانک وام بگیرم... رییس بانک پرسید،شغلتون چیه؟گفتم مدیر ...

رفتم بانک وام بگیرم...رییس بانک پرسید؟شغلتون چیه؟🤔گفتم مدیره...

رفتم بانک وام بگیرم... رییس بانک پرسید?شغلتون چیه?😐 گفتم مدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط