بده آن باده دوشین که من از نوش تو مستم

بده آن باده دوشین که من از نوش تو مستم
بده ای حاتم عالم قدح زفت به دستم

ز من ای ساقی مردان نفسی روی مگردان
دل من مشکن اگر نه قدح و شیشه شکستم

قدحی بود به دستم بفکندم بشکستم
کف صد پای برهنه من از آن شیشه بخستم

تو بدان شیشه پرستی که ز شیشه است شرابت
می من نیست ز شیره ز چه رو شیشه پرستم

بکش ای دل می جانی و بخسب ایمن و فارغ
که سر غصه بریدم ز غم و غصه برستم
دیدگاه ها (۱)

بده آن باده دوشین که من از نوش تو مستمبده ای حاتم عالم قدح ز...

شبی آزرده از خانهنهادم پا به میخانهپریشان حالو دیوانهسپردم د...

"شبی آزرده ازخانه،،، "نهادم پابه میخانه،،، "پریشان...

"شبی آزرده ازخانه،،، "نهادم پابه میخانه،،، "پریشان...

"شبی آزرده ازخانه،،، "نهادم پابه میخانه،،، "پریشان...

شبی آزرده از خانه نهادم پا به میخانه...پریشان حال و دیوانه س...

شبتان خوش چه دیدم خواب شب کامروز مستمچو مجنونان ز بند عقل ج...

"شبی آزرده ازخانه،،، "نهادم پابه میخانه،،، "پریشان...

"شبی آزرده ازخانه،،، "نهادم پابه میخانه،،، "پریشان...

شبی آزرده ازخانهنهادم پابه میخانهپریشان حال ودیوانهسپردم دل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط