{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هنوز صدای گریه هایت قبل از کربلای 4 می آید...

هنوز صدای گریه هایت قبل از کربلای 4 می آید...
یادت هست میگفتی:((من کارهام رو کرده ام.دیگه کاری توی این دنیا ندارم.دعا کن برم دیگه.بسه هرچی موندم.))
ولی حاجی زود رفتی...حاجی نیستی ببینی به بسیجی هایی که اینقدر عاشقشون بودی،انگ اسید پاشی زدند،اونم تو اصفهانی که خودت توش به دنیا اومدی...حاجی هنوز جنگ تموم نشده...چرا رزمنده ها و بسیجی ها رو گذاشتی رفتی؟!...
جنگ رو از جبهه کشوندند تو کوچه و خیابون...کشوندند تو خونه ها...خط مقدم عوض شده،شده فضای مجازی...به جای دوشکا ماهواره اومده...یادته با نارنجک زدی به یه دوشکاچی عراقی گفتی اینجوری باید جنگید؟...حاجی با ماهواره ها چجوری باید بحنگیم؟!...
حاجی یادته با اون آستین خالی ات اشک های رزمنده هارو پاک میکردی؟...خوب شد رفتی و ندیدی اشک آقا رو در آوردن...
فرمانده عاشق...گفتی عاشق بمیریم تا عاشق بمانیم...رفتی و عاشق موندی...مثل همیشه بی ریا و بدون تکبر...
اونقدر عاشق بسیجی ها بودی که با بسیجی ها دفن شدی...
حاجی شب آخر خیلی مظلوم بودی و زانو هاتو بغل کرده بودی...ساکت بودی...برای مظلومیت رهبرمون دعا کن
شهادتت مبارک
امضاء:
#در_آرزوی_شهادت
#شهید_خرازی
#شهید
دیدگاه ها (۱۷)

شب التیام.

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:5اون..اون پسر ال...

وقتی بیماری قلبی داشتی و...¹عضو هشتم و مکنه ی گروه بودی..همه...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹³ دو ساعت بعد__________...

📖 طنین سکوت (Echoes of Silence)پارت نوزدهم: اعتراف در غبارِ ...

ابلیس

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁷بوسه تموم شد.ولی هیچکد...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت سوم: اعترافِ بی‌محابا و اشغالِ غیرقا...

part59. . اخر دفترچرو نگاه کرد، چند برگه کنده شده بود یعنی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط