آهو ننوازی به سر انگشت مرا ساز خموشم

آهو ننوازی به سر انگشت مرا ساز خموشم
زخمه بر تار دلم زن که در آری به خروشم
من زمین گیر گیاهم تو سبک سیر نسیمی
که به زنجیر وفایت نکشم هر چه بکوشم
تو و آن الفت دیرین، من و این بوسه شیرین
به خدا باده پرستی، به خدا باده فروشم...
دیدگاه ها (۱)

ننوازی به سرانگشت مرا ساز خموشمزخمه بر تار دلم زن که در آری ...

ننوازی به سرانگشت مرا"ساز خموشمزخمه بر تار دلم زن که در آری ...

ننوازی به سرانگشت مرا ساز خموشم...زخمه بر تار دلم زن که در آ...

ننوازی به سرانگشت مرا ساز خموشمزخمه بر تار دلم زن که در آری ...

ننوازی به سرانگشت مرا ساز خموشمزخمه بر تار دلم زن که در آری ...

ننوازی به سرانگشت مرا ساز خموشمزخمه بر تار دلم زن که در آری ...

ننوازی به سرانگشت مرا ساز خموشمزخمه بر تار دلم زن که در آری ...

ننوازی به سرانگشت مرا ساز خموشمزخمه بر تار دلم زن که در آری ...

ننوازی به سرانگشت مرا ساز خموشمزخمه بر تار دلم زن که در آری ...

به مناسبت سالروز درگذشت#بانوی غزل ایران#سیمین# بهبهانیننوازی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط