{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من آن خاکسترِ سردم که در من

من آن خاکسترِ سردم که در من
شعله‌ی همه عصیان‌هاست،
من آن دریای آرامم که در من
فریادِ همه توفان‌هاست،
من آن سردابِ تاریکم که در من
آتشِ همه ایمان‌هاست.
دیدگاه ها (۱)

فریادِ بهرامِ محمدی بر خاکریزِ هویّت: تقابلِ بمبِ بیگانه و ف...

آهوانه در پی صیاد خود دامم هنوزباز در آغوش مهرت همچنان رامم ...

از خدا نگو وقتی حتی یک آیه از کتابش را نخواندی نفهمیدی

*آن شعله که از ديدنت افتاد به جانمآتش زده بر جسم و تن و روح ...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

«سِفرِ حَدّ: الهی‌نامه‌یِ بهرام محمدی»۲. حَدِّ خشمپروردگارا،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط