من تب زده بیمار وتو انگار نه انگار
من تب زده بیمار وتو انگار نه انگار
لب تشنه ی دیدار وتو انگار نه انگار
دور از تو شده سنگ صبور من دل تنگ
یک گوشه ی دیوار وتوانگار نه انگار
از چشم تو افتاده ام و زیر عبورت
له میشوم این بار وتو انگار نه انگار
دل تنگی و بی هم نفسی حال خرابی ست
روی دلم آوار وتوانگار نه انگار
من را به گناهی که نگاه تو در آن بود
بردند سر دار وتو انگار نه انگار
جان می کنم و محو تماشایی و هر روز
این حادثه تکرار وتو انگار نه انگار
بی مرگ نشد لایق چشمان تو باشم
حالا شدم انگار وتو انگار نه انگار
با عشق تو میمانم و میمیرم اگر چه
من می شوم آزار وتو انگار نه انگار
لب تشنه ی دیدار وتو انگار نه انگار
دور از تو شده سنگ صبور من دل تنگ
یک گوشه ی دیوار وتوانگار نه انگار
از چشم تو افتاده ام و زیر عبورت
له میشوم این بار وتو انگار نه انگار
دل تنگی و بی هم نفسی حال خرابی ست
روی دلم آوار وتوانگار نه انگار
من را به گناهی که نگاه تو در آن بود
بردند سر دار وتو انگار نه انگار
جان می کنم و محو تماشایی و هر روز
این حادثه تکرار وتو انگار نه انگار
بی مرگ نشد لایق چشمان تو باشم
حالا شدم انگار وتو انگار نه انگار
با عشق تو میمانم و میمیرم اگر چه
من می شوم آزار وتو انگار نه انگار
- ۲.۶k
- ۰۸ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط