{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکايت/ مورچه و حضرت سليمان

حکايت/ مورچه و حضرت سليمان
روزي حضرت سليمان مورچه اي را در پاي کوهي ديد که مشغول جابجا کردن خاک هاي پايين کوه بود.از او پرسيد: چرا اين همه سختي را متحمل مي شوي؟مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر اين کوه را جابجا کني به وصال من خواهي رسيد و من به عشق وصال او مي خواهم اين کوه را جابجا کنم.حضرت سليمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشي نمي تواني اين کار را انجام بدهي.مورچه گفت: "تمام سعي ام را مي کنم...!"حضرت سليمان که بسيار از همت و پشتکار مورچه خوشش آمده بود براي او کوه را جابجا کرد.مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدايي را شکر مي گويم که در راه عشق، پيامبري را به خدمت موري در مي آورد ...چه بهتر که هرگز نوميدي را در حريم خود راه ندهيم و در هر تلاشي تمام سعي مان را بکنيم، چون پيامبري هميشه در همين نزديکي ست...
دیدگاه ها (۲)

این زندگی نیست که می گذرد، این ما هستیم که رهگذریم. پس با هر...

به حال سجده بیفتم به احترام علـــــــــــــــــــــــیخوشا د...

ﮐﺪﻭﻣﯽ؟؟؟؟؟؟ﻓـﺮﻭﺭﺩﻳﻦ : ﻫﺮﺟﺎ ﺣﺮﻑ ﺍﺯ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺍﺳﺖ ﻓﺮﻭﺭﺩﻳﻦ ﻣﻴﺪﺭﺧﺸﺪ...

ﺣﺲ ﻗﺸﻨﮕﯿﻪﯾﮑﯽ ﻧﮕﺮﺍﻧﺖ ﺑﺎﺷﻪ..ﯾﮑﯽ ﺑﺘﺮﺳﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺖ ...

روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا ...

روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا ...

همیشه پیامبری در همین نزدیکست .مورچه عاشق .........حضرت سلیم...

#داستان_شب......روزی حضرت سلیمان مورچه‌‌ای را در پای کوهی دی...

تمام سعی مان را بکنیم، پیامبری همیشه در همین نزدیکی ست... ر...

#حکایت 🌸 حضرت سلیمان و مورچه عاشق 🌸💎 روزی حضرت سلیمان مورچه‌...

تمام سعی مان را بکنیم، پیامبری همیشه در همین نزدیکی ست... ر...

🍃 🌼 🍃 🌼 🍃 🌼 🍃 🌼 🍃 🌼 🍃 🌼 🍃 🌼 🍃 🌼 🌼 حضرت سلیمان و مورچه عاشق 💎...

روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط