رمان اشفتگی

رمان اشفتگی
پارت 31
(ویو ا. ت)
ماشین بهم زد صدای یونگی رو میشنیدم اما از درد نمیتونستم تکون بخورم و
سیاهی...........
(ویو یونگی)
سری رفتم سمت ا. ت بقلش کردن اما بیهوش بود که جیمین پشت سرم اومد بهش گفتم که چویج ماشین رو بیار
ا. ت رو داخل ماشین گذاشتیم و رفتیم سمت بیمارستان رسیدیم بیمارستان و بردنش داخل اتاق عمل روی سندلی نشته بودم که ی نگاهی به اعضا کردم اوناهم اومد بودن اونا که دشمنم بودن پس چرا اینجان که دکتر اومد ازجام بلند شدم و رفتم سمت دکتر
یونگی اقای دکتر حالش خوب
دکتر ار خوب اما فراموشی گرفت
یونگی چی فراموش گرفت
جیمین یعنی چقدر از خاطراتش رو فراموش کرد؟
دکتر ما نمیدونیم چقدر اما فکر کنیم که نصف خواطراتش
(ویو ا. ت)
چشمام رو باز کردم هنوز بدنم درد میکرد
ا. ت من کجام
پرستار خانوم پارک شما بیمارستان هستید
ا. ت چی پارک کیه؟
که 5تا پسر خوشتیپ اومدن داخل اتاق
یونگی عشقم خوبی و میاد دست ا. ت رو میگیر
ا. ت تو دیگ کیه هستی و دستاش رو از دستای یو میکشه بیرون
جیمین یونگی اون تورو یادش نماد.
جیمین ا. ت حالت خوب منو یادت میاد
ا. ت ن شما کیه هستین؟
جیمین چی منم یادت رفته منم جیمین داداشت
ا. ت چی من داداش دارم؟
کوک اسمت رو یادت؟
ا. ت ن
وی چی رو یادت؟
ا. ت هیچی یادم نمیادم نمیاد
ا. ت شماها کی هستین
جیمین من داداشتم اینم دوس پسرت اینام دوستای من و یونگی هستن
ا. ت من دوس پسر دارم
یونگی ار
ا. ت اسم من چیه؟
یونگی پارک ا. ت
و مغز من که دار اهنگ به به یه تو بازی گوشی رو دار میخون
دیدگاه ها (۴)

(دلداده) ویو جونگکوک ساعت ۱ بود پس پاشدم رفتم حموم و لباسام ...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

stolen

p24²عروس فراریولی این جعبه کاملا سالمه ریندو کاکوچو هم جعبه ...

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

تک پارتی✨میکاپ‌آرتیست مخصوص آقای پارک... پشت صحنه‌ی سالن کنس...

سناریو سو پارت اول

سناریو ران پارت ۲

سناریو میتسویا پارت اخر

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط