{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب به چشمان سیاهت غبطه دارد ناز من

شب به چشمان سیاهت غبطه دارد ناز من
وا مکن چشمت که تا افشا نگردد راز من

تیر مژگانت نمی دانی که با قلبم چه کرد
آن کمان ابروی تو هر دم کند با من نبرد

خال مه رویت زند آتش به جان و هستی ام
آمدی گشتی دلیل عشق و این سرمستی ام

سرخوشم زان لحظه ای را شانه بر مویت زنم
هر دم آهنگی ز دل با تار گیسویت زنم

رخنه کردی در دل و در دین و جان و پیکرم
دوست دارم دم به دم آن روی ماهت بنگرم

دست دنیا بوسم و خاکم به پای سرنوشت
مرحبا بر آنکه تقدیرم به پای تو نوشت........؟❤
دیدگاه ها (۲)

ببار ای باران ، ببار که غم از دلم رفتنی نیست،اشکهای روی گونه...

باید برای عاشقی دیوانه باشیآتش خطر دارد ولی پروانه باشییک با...

ای دل .. . . دلا ، شبها نمی نالی ، به زاری . سر راحت ، به با...

ساغرم بشکسته ساقی،خم بده تا سر کشممست و لایعقل شوم،دل از دل ...

شب به چشمان سیاهت غبطه دارد ناز من..وا مکن چشمت که تا افشا ...

شب به چشمان سیاهت غبطه دارد ناز منوا مکن چشمت که تا افشا نگ...

شب به چشمان سیاهت غبطه دارد ناز منوا مکن چشمت که تا افشا نگ...

شب به چشمان سیاهت غبطه دارد ناز منوا مکن چشمت که تا افشا نگ...

شب به چشمان سیاهت غبطه دارد ناز منوا مکن چشمت که تا افشا نگ...

شب به چشمان سیاهت غبطه دارد ناز منوا مکن چشمت که تا افشا نگ...

شب به چشمان سیاهت غبطه دارد ناز منوا مکن چشمت که تا افشا نگر...

شب به چشمان سیاهت غبطه دارد ناز منوا مکن چشمت که تا افشا نگ...

شب به چشمان سیاهت غبطه دارد ناز منوا مکن چشمت که تا افشا نگ...

شب به چشمان سیاهت غبطه دارد ناز منوا مکن چشمت که تا افشا نگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط