بگذار دستهایت صورتم را ببوسند
بگذار دستهایت صورتم را ببوسند
و روی چشمهایم خوابشان ببرد!
بگذار صدایت بزنم
عزیزم، عمرم، جانم..
و به عشقم که رسیدم
لبخند بزنی و با شیطنت
بروی توی لباسم قایم شوی!
بگذار از ترس پیدا نکردنت
بغض کنم و ببارم!
تا خدایی که بلد نیست بازیمان را
به خاطر من ساعتها دنبالت بگردد!
بگذار سر به سرش بگذاریم و بخندیم..
تا با مهربانی از خوشیمان ذوق کند!
بگذار عاشق باشیم..
دیوانگی کنیم!
خدا عاشقهای دیوانه را
خیلی دوست دارد..
و روی چشمهایم خوابشان ببرد!
بگذار صدایت بزنم
عزیزم، عمرم، جانم..
و به عشقم که رسیدم
لبخند بزنی و با شیطنت
بروی توی لباسم قایم شوی!
بگذار از ترس پیدا نکردنت
بغض کنم و ببارم!
تا خدایی که بلد نیست بازیمان را
به خاطر من ساعتها دنبالت بگردد!
بگذار سر به سرش بگذاریم و بخندیم..
تا با مهربانی از خوشیمان ذوق کند!
بگذار عاشق باشیم..
دیوانگی کنیم!
خدا عاشقهای دیوانه را
خیلی دوست دارد..
- ۴۳۸
- ۰۱ مرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط