{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای کاش در دل ذره ای شور و نوا بود

ای کاش در دل ذره ای شور و نوا بود

احوال ما با حالت نی هم صدا بود

ای کاش شور جنگ در ما کم نمی شد

این نامرادی شیوه مردم نمی شد

ای کاش رنگ شهر بازی ام نمی داد
در جبهه یا زهرا(س) مرا بر باد می داد

امشب دل از یاد شهیدان تنگ دارم

حال و هوای لحظه های جنگ دارم

فرسنگها دورم ز وادی محبت

با یک دل خسته زنیش سنگ تهمت

مسموم شد ساقی و پیمانه شکسته

از بخت بد، درب شهادت شده بسته

من ماندم و متن وصیت نامه پیر جماران

من ماندم و شرمندگی از روی یاران

من ماندم و شیطان و نفس و جنگهایش

من ماندم و شهر و گناه و رنگهایش

از زرق و برق شهر خود نیرنگ خوردم

آن معنویتهای جنگ را از یاد بردم

خود را به انواع گنه آلوده کردم

در راه ناحق کوششی بیهوده کردم

از دفتر دل نام الله پاک کردم

دل را به زیر کوه عصیان خاک کردم

اکنون پشیمان آمدم با این تمنا

یا رب نظر کن جرم و عصیانم ببخشا
دیدگاه ها (۱)

اي كاش در دل ذره اي شور و نوا بود..!!

چون شیر عاشقی که به آهوی پر غرورمن عاشقم به دیدنت از تپه های...

تن من زندان استو منم زندانیمانده ام در دل ِ این کالبد نفسانی...

چشم پاک دختری از جمله‌ای تر مانده است""" چشم‌های پاکش اما خی...

شعری از استاد علی اکبر راعفی پور(آرما) عااااااااالی تن من زن...

بسم الله شریفی شاعر افغان

کوپیولیسم

گلشن کردستانی

رفتی…به همین سادگی…ما ماندیم و حجم بزرگی از ماتم های تلنبار ...

ولبر کوچولو#PART_1۵با خوشحالی ساک لباسام رو گرفتم دستم و اوم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط