اولین روزی که من معمم شدم ۱۴/۱۵ سال سن داشتم. روز عید غدی
اولین روزی که من معمم شدم ۱۴/۱۵ سال سن داشتم. روز عید غدیر بود و به دست ایه الله برهان ره معمم شدم.
چون ان موقع لباس نداشتم ایشان یک قبا عبا به من عاریه داد
وقتی برای سفارش لباس سراغ مرحوم رجبعلی خیاط رفتم.
ایشان گفت میخواهی چه کاره بشوی؟
گفتم میخواهم طلبه شوم
گفت میخواهی ادم بشوی یا طلبه
گفتم من ادم شدن را نمی فهمم یعنی چی؟ میخواهم طلبه شوم.
گفت : اگر ادم بشوی بهتر است تا طلبه...
ادم هم می تواند طلبه باشد هم ادم.
گفتم چگونه می شود ادم شد
گفت هر کاری می کنی برای خدا بکن...
اگه چلو کباب هم میخوری برا خدا باشد
گفتم چلوکباب را نمیشود برای خدا خورد
گفت: اگر برای شکمبارگی غذا خوردی هوس است اما برای اینکه قدرت بگیری تا خدمت و عبادت کنی این می شود برای خدا...
به من گفت تا اخر عمر یادت باشد که هر کاری می کنی برای خدا بکن....
خاطره ای از ایه الله مهدوی کنی
رضوان خدا بر او باد....
چون ان موقع لباس نداشتم ایشان یک قبا عبا به من عاریه داد
وقتی برای سفارش لباس سراغ مرحوم رجبعلی خیاط رفتم.
ایشان گفت میخواهی چه کاره بشوی؟
گفتم میخواهم طلبه شوم
گفت میخواهی ادم بشوی یا طلبه
گفتم من ادم شدن را نمی فهمم یعنی چی؟ میخواهم طلبه شوم.
گفت : اگر ادم بشوی بهتر است تا طلبه...
ادم هم می تواند طلبه باشد هم ادم.
گفتم چگونه می شود ادم شد
گفت هر کاری می کنی برای خدا بکن...
اگه چلو کباب هم میخوری برا خدا باشد
گفتم چلوکباب را نمیشود برای خدا خورد
گفت: اگر برای شکمبارگی غذا خوردی هوس است اما برای اینکه قدرت بگیری تا خدمت و عبادت کنی این می شود برای خدا...
به من گفت تا اخر عمر یادت باشد که هر کاری می کنی برای خدا بکن....
خاطره ای از ایه الله مهدوی کنی
رضوان خدا بر او باد....
- ۳.۲k
- ۳۰ مهر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط