{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد بهار عارضش خطی ب

بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد بهار عارضش خطی به خون ارغوان دارد
چو عاشق می‌شدم گفتم که بردم گوهر مقصود ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد
ز چشمت جان نشاید برد کز هر سو که می‌بینم کمین از گوشه‌ای کرده‌ست و تیر اندر کمان دارد
دیدگاه ها (۹)

بتی دارم که گِرد گل ز سُنبل سایه‌بان داردبهارِ عارضش خطّی به...

#شعر_قدیمی 🍂بتی دارم که گِرد گل ز سُنبل سایه‌بان داردبهارِ ع...

بتی دارم که گِرد گل ز سُنبل سایه‌بان داردبهارِ عارضش خطّی به...

بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان داردبهار عارضش خطی به خون...

بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان داردبهار عارضش خطی به خون...

بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان داردبهار عارضش خطی بخون ا...

بُتی دارم که گردِ گل ز سنبل سایبان دارد، بهار عارض اش بر دی...

ز چشمت جان نشاید برد کز هر سو که می‌بینمکمین از گوشه‌ای کرده...

ز چشمت جان نشاید برد کز هر سو که می‌بینم کمین از گوشه‌ای کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط