{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایهبان دارد

بتی دارم که گِرد گل ز سُنبل سایه‌بان دارد

بهارِ عارضش خطّی به خونِ ارغوان دارد

غبارِ خط بپوشانید خورشیدِ رُخَش یا رب

بقایِ جاودانش ده، که حُسنِ جاودان دارد

چو عاشق می‌شدم گفتم که بُردم گوهرِ مقصود

ندانستم که این دریا چه موجِ خون‌فشان دارد

ز چشمت جان نشاید بُرد کز هر سو که می‌بینم

کمین از گوشه‌ای کرده‌ست و تیر اندر کمان دارد
دیدگاه ها (۰)

تا چند اسیر رنگ و بو خواهی شد؟چند از پی هر زشت و نکو خواهی ش...

حال دلتون خیلی خوب

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط