ای دلبرِ گیسو فرِ من! کفش کتانی!

ای دلبرِ گیسو فرِ من! کفش کتانی!
من هستم و یک عشق و همین چند نشانی:

مهتاب سرک میکشد از گوشه ی بامت
ماه آمده در کوچه ی تو چشم چرانی

گنجشک و قناری و کبوتر سرِ بامت
مشغول به خنیاگری و چرب زبانی

طفلانِ غمت هر طرفِ کوچه کمینند
دیوانه حذر کی کند از سنگ پرانی؟

یک شاعرِ دیوانه سرِ کوچه اِتان است
آورده غزل تا بکند شعر فشانی

آلوده ی غم گشته هوایِ دلِ بنده
وقت است بیایی و نسیمی بوزانی
دیدگاه ها (۱)

لیلی بنشین خاطره ها را رو کن...لب وا کن و با واژه بزن جادو ک...

لیلی بنشین خاطره ها را رو کن...لب وا کن و با واژه بزن جادو ک...

هم مرگ

شعر و صدا: علیرضا آذرلیلی بنشین خاطره ها را رو کن ... لب وا ...

لیلی بنشین خاطره ها را رو کنلب وا کن و با واژه بزن جادو کنلی...

لیلی بنشین خاطره ها را رو کن لب وا کن و با واژه بزن جادو کن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط