{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از تماشای دو چشمت, من که حیران میشوم!

از تماشای دو چشمت, من که حیران میشوم!
با تو شعرم نو شده، اما غزلخوان میشوم

تا نگاهی میسپارم دستِ دیدارت به شوق،
دست و پا گُم میکنم گاهی هَراسان میشوم

عابری هستی که از چشمانِ من رد میشوی
بَسکه زیبایی به دیدارت خیابان میشوم! از دلِ دریا بسوی آسمان رفتم، ببین!
با چه احساسی برایت مثل "باران" میشوم!
💫
💜 💖 💖 💖 💖 💖 💖 💖 💖 💖 💖 💖 💖 💖 💖 💖 💖 💖 💖 💖 💖 💖 💖 💖 💖 💗 💗 💗 💗 💗 💗 💗 💗 💗 💗 💗 💗 💗 💗 💜
💥
دیدگاه ها (۱)

‌‌‌ از تمـاشاے دو چشمت من که حیران مـیشـوم بـا تـو شعـرم نـو...

از تماشای دو چشمت منکه حیران میشوم!با تو شعرم نو شده، اما غز...

از تمـاشاے دو چشمتمن ڪه حیران مـیشـومبـا تـو شعـرم نـو شـدها...

از تماشای دو چشمت منکه حیران میشوم!با تو شعرم نو شده، اما غز...

از تماشای دو چشمت منکه حیران میشوم!با تو شعرم نو شده، اما غز...

از تماشای دو چشمت, من که حیران میشوم!با تو شعرم نو شده، اما ...

از تماشای دو چشمت منکه حیران میشوم!با تو شعرم نو شده، اما غز...

از تماشای دو چشمت منکه حیران میشوم!با تو شعرم نو شده، اما غز...

از تماشای دو چشمت منکه حیران میشوم!با تو شعرم نو شده، اما غز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط