مــاااه، بیرون زده رؤیت بکند رویت را
مــاااه، بیرون زده رؤیت بکند رویت را
نستـــرن وا شده تا حس بکند بویت را
سازْ زن ها همه از دست تو بیچاره شدند
مزن اِنقدْر به هــم جفت النگـــویت را
میشـود یک شبه کامــل بشود دیوانم
تـا سحر گاااه اگر شانه کنم مویت را
منم آن شیرِ نگون بخت که در آخر عمر
شده معتاااد، دو تا چشم چو آهویت را
در مصاف مـــنِ بیچاره عزیزم بشکاف
لا اقل ارتش پیونـــدِ دو اَبـــرویت را
کاش سرما بخورم دکتر من نسخه کند:
عســل از کنج لب و تُرْشیِ لیمویت را
نظــمِ اشعار مرا باد بـه هــم میریزد
تو اگر بـاز کنی گیره ی گیسـویت را
نستـــرن وا شده تا حس بکند بویت را
سازْ زن ها همه از دست تو بیچاره شدند
مزن اِنقدْر به هــم جفت النگـــویت را
میشـود یک شبه کامــل بشود دیوانم
تـا سحر گاااه اگر شانه کنم مویت را
منم آن شیرِ نگون بخت که در آخر عمر
شده معتاااد، دو تا چشم چو آهویت را
در مصاف مـــنِ بیچاره عزیزم بشکاف
لا اقل ارتش پیونـــدِ دو اَبـــرویت را
کاش سرما بخورم دکتر من نسخه کند:
عســل از کنج لب و تُرْشیِ لیمویت را
نظــمِ اشعار مرا باد بـه هــم میریزد
تو اگر بـاز کنی گیره ی گیسـویت را
- ۲.۵k
- ۲۴ آبان ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط