شوریده ی آزرده دلِ بی سرو پــا من
شوریده ی آزرده دلِ بی سرو پــا من
در شهر شمـا عاشق انگشت نما من
دیوانه تر از مردم دیوانه اگر هست
جانا.. به خدا من،به خدا من،به خدا من
شــاهِ همه خوبــان سخنگوی غزل ساز
امّا به در خانه عشق تو گدا من
یک دم نه به یاد من و رنجوری یِ من تو
یک عمر گرفتــارِ به زنجیر وفــا من
ای شیر شکــاران سیه موی سیه چشم
آهوی گرفتــارِ به زندان شمــا من
آن روح پریشــان سفر جوی جهــان گرد
همراه به هر قافله چون بانگ درا من
تا بیشتر از غم،دل دیوانه بسوزد
برداشته شب تا به سحر دست دعــا من
سیمین!طلب یاریم و از دوست خطـا بود
ای بی دل آشفته کجا دوست؟ کجا من؟
سیمین_بهبهانی
در شهر شمـا عاشق انگشت نما من
دیوانه تر از مردم دیوانه اگر هست
جانا.. به خدا من،به خدا من،به خدا من
شــاهِ همه خوبــان سخنگوی غزل ساز
امّا به در خانه عشق تو گدا من
یک دم نه به یاد من و رنجوری یِ من تو
یک عمر گرفتــارِ به زنجیر وفــا من
ای شیر شکــاران سیه موی سیه چشم
آهوی گرفتــارِ به زندان شمــا من
آن روح پریشــان سفر جوی جهــان گرد
همراه به هر قافله چون بانگ درا من
تا بیشتر از غم،دل دیوانه بسوزد
برداشته شب تا به سحر دست دعــا من
سیمین!طلب یاریم و از دوست خطـا بود
ای بی دل آشفته کجا دوست؟ کجا من؟
سیمین_بهبهانی
- ۹۴۵
- ۳۰ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط