هـزار جهد بکردم

هـزار جهد بکردم
که ســرِّ عشــق بپوشم

نبـود بر سرِ آتش
میسّرم کــه نجوشم


به هـوش بودم از اول
که دل به کس نسپارم

شمایلِ تو بدیدم
نـه عقــــل ماند ونه هوشم

#سعدی
دیدگاه ها (۲۹)

(به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارمشمایل تو بدیدم نه عقل ...

دوست به کین است و آسمان به کمینم خستـه دل از دست آسمان و زمی...

به نامِ ایران، به نامِ خاکِ زرینبه نامِ تاریخِ پرشکوهِ دیرین...

نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانتکه جانم در جوانی سوخت...

پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا راالله الله تو فراموش مکن صحبت...

فردا فردا کردن

🖤🥀 مَـن هَـمیشـه پـایِـت بـودَم...بـالـا سَـرِت مِـثـل سـایـ...

جنگل نفرین شده پارت ۲۸

اول میگفتم ،تو اگر "کلمه "بودی میشدی مرهم...بعد دیدم تو خود ...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط