یکی از فانتزیام اینه که با مخاطب خاصم تو خیابون راه برم ب

یکی از فانتزیام اینه که با مخاطب خاصم تو خیابون راه برم بعد یه پسره بیاد تیکه بندازه منم عین این فیلما وایسم یواش برگردم و بگم : “هی پسر … چیزی گفتی ؟” پسره هم با پررویی بگه آره و بعد با هم گلاویز بشیم و خیلی سنگین همدیگه رو بزنیم و مخاطب خاصم هی جیغ و داد و گریه. ملت دورمون اصن خیلی خفن ، بعد که پسر رو زدم با لباس خاکی برمیگردم یه لبخند نرم میزنم و میرم سمت مخاطبم. نزدیکش که میشم صدای گلوله میاد و من میوفتم رو زانوهام … نگو پسره اسلحه داشته و با سر و صورت خونی نفسای آخرو میزنه و میمیره … مخاطب خاصمم منو بغل میکنه و فریاد زنان میگه:”نــــــــــــــــــــــه” منم میگم : “دیدار به قیامت عزیزم” و میوفتم و جان به جان آفرین تسلیم میکنم …
خداییش حقمو خوردن ، من لایق اسکارم ، اصغر خدا ازت نگذره …
دیدگاه ها (۷۹)

تک پارتی هیونجین💞

P6

هم کلاسی هامون مافیان ³

-همدیگرو میشناسید؟...ارتین زود گفت-‌ن...نه...داشتم حالشو میپ...

با ناراحتیو عصبانیت گفت-این چه وعضیه...چرا انقدر آرایش کردی....

رفیق من یه زحمت کش...

تو که ناز دوست داری میخوای برات ناز کنم

مرسی اولین بارم حمایت کنید 😎😐😅

دستخوش😏

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط