{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پاییز در راه است ؛

پاییز در راه است ؛
به دنبال خبری از عمو زنجیر باف ،
شهر و دکه های روزنامه را زیر و رو کردم ..
می خواستم بدانم آن را که بافت
پشتِ کدام کوه انداخت
وصلش کنم به رویا های بافته ی کودکم
با او بخندم و بخوانم
نخود و کشمش بخوریم
مسیرِ خانه تا مدرسه را قدم بزنیم و
بگویم ؛
کودکم ، جاده همان جاده ی خاکی نیست
اما غم همان غم است ،
نگرانی همان نگرانیِ مادرم ،
همان پدر با دست های زمخت تر ،
همان حسرتِ عروسکِ بزرگ
پشتِ ویترینِ مغازه ،
اما تو زندگی کن با هر چه که داری
مثل توپ پلاستیکی و
تیله های دایی ..
دنیا باید بفهمد
برای نسلِ ما
داشته ها بیشتر از نداشته هایشان
با ارزش است
و قوی تر از اجدادمان
با باید و نباید هایش می جنگیم ...
دیدگاه ها (۲)

کسی را دوست دارم که میدانم میتوانم در تمام مراحل به او تکیه ...

اندر دل من، درون و بیرون همه او استاندر تن من، جان و رگ و خو...

🍂🍂 پاییز در راه است ؛به دنبال خبری از عمو زنجیر باف ،شهر و د...

🍂💛 #پاییز در راه است ؛به دنبال خبری از عمو زنجیر باف ،شهر و ...

🍂🍂 پاییز در راه است ؛به دنبال خبری از عمو زنجیر باف ،شهر و د...

کپی ممنوع 🚫از زیره زنجیر های قفل شده ی شهربازی متروکه عبور ک...

فیک: •شبی‌در‌قلب‌مافیا•««پارت سه»»(جیمین به شهر نان‌وو رف...

‌ ‌.صبح‌ که از خواب بیدار می‌شوم، اول تو را فراموش می‌کنم. ب...

بازی های کودکانه بازی‌های کودکانه به بازی‌های گروهی کودکان گ...

باز هم دست هایش را بلند کرد سپس نیز دو طرف گونه هایش قرار گذ...

رمان عروس مرده: دور راهی ادامه بخش ده هومن گفت: می شه الان ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط