برای آمدنت چای تازه دم کردم

برای آمدنت چای تازه دم کردم
ولی نیامدی و باز از دهن افتاد

#مجتبی_خرسندی
دیدگاه ها (۱)

مَن برایِ این تَره هم خورد نمی‌کَردم؛تا تُو آمَدی، حالا برای...

من با زندگی سرِ آشتی نداشتم؛تو که آمدی، برایش چای دم کردم

یک چای تازه دم یک خلوت تنها یک آرامش مطلق گاهی برای خودت چای...

نیما برای من هدبه کرفته بود داشتم باز می کردم

گردنبند دم وال🐋🩷خیلی نازه 💗 برای خودم هم درست کردم🤭🎀برای اطل...

لایک یادتون نره

🚩اگر در ایران اتفاق می افتاد زامبی های مجازی ازش نماد سازی م...

گاه یک استکان چایچند صفحه کتابو یک پنجره نیمه بازبرای خوشبخت...

برای من همچین چیزی پیش اومد رفته بودم تا دم ایستگاه اتوبوس...

اولین رمان من قسمت 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط