{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خانه

خانه
صائب تبریزی
گزیده اشعار
غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۰۳
نه آن جنسم که در قحط خریدار از بها افتم
همان خورشید تابانم اگر در زیر پا افتم
به ذوق نالهٔ من آسمان مستانه می‌رقصد
جهان ماتمسرا گردد اگر من از نوا افتم
درین دریای پرآشوب پنداری حبابم من
که در هر گردش چشمی به گرداب فنا افتم
خبر از خود ندارم چون سپند از بیقراریها
نمی‌دانم کجا خیزم، نمی‌دانم کجا افتم
تلاش مسند عزت ندارم چون گرانجانان
عزیزم، هر کجا چون سایهٔ بال هما افتم
دیدگاه ها (۱)

خانهصائب تبریزیگزیده اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ ۱۰۳نه آن جنسم که ...

خانهصائب تبریزیگزیده اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ ۱۰۳نه آن جنسم که ...

خانهصائب تبریزیگزیده اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ ۱۰۳نه آن جنسم که ...

خانهصائب تبریزیگزیده اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ ۱۰۳نه آن جنسم که ...

خانهصائب تبریزیگزیده اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ ۱۰۳نه آن جنسم که ...

خانهصائب تبریزیگزیده اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ ۱۰۳نه آن جنسم که ...

✿ غزل✿ نه آن جنسم که در قحط خریدار از بها افتم همان خورشید ...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

بامااطلاعات خودراافزایش دهید *تشکرازلایک و حضورتون*

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط