{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غزل

✿ غزل✿

نه آن جنسم که در قحط خریدار از بها افتم
همان خورشید تابانم اگر در زیر پا افتم

به ذوق نالهٔ من آسمان مستانه می‌رقصد
جهان ماتمسرا گردد اگر من از نوا افتم

درین دریای پرآشوب پنداری حبابم من
که در هر گردش چشمی به گرداب فنا افتم

خبر از خود ندارم چون سپند از بیقراریها
نمی‌دانم کجا خیزم، نمی‌دانم کجا افتم

تلاش مسند عزت ندارم چون گرانجانان
عزیزم، هر کجا چون سایهٔ بال هما افتم

پی تحصیل روزی دست و پایی می‌زنم صائب
نمی‌روید زر از جیبم که چون گل بر قفا افتم


" صائب تبریزی "


#شعر#نقاشی#مرضیه#عکس#طراحی#شاعر#دل#خسته#غمگین
دیدگاه ها (۰)

✿ رباعی ✿ ای خالق خلق رهنمایی بفرست بر بندهٔ بی‌نوا نوایی ب...

✿ رباعی✿ تا چند کشم غصهٔ هر ناکس را وز خست خود خاک شوم هرکس...

✿ دوبیتی✿ به صدق گفته‌ام هر دل گواه است که دل‌ها را به سوی ...

✿ ما از امیدها همه یکجا گذشته‌ایم از آخرت بریده ز دنیا گذشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط