واژه از من، چشم از تو، شعر زیبا می‌شود

واژه از من، چشم از تو، شعر زیبا می‌شود
شور از من، ناز از تو، شهر غوغا می‌شود

خستگی‌هایت به دوشِ من، سرت دور از بلا
این‌چنین خوشبختی‌ام معنای حالا می‌شود

در کمرگاه هراس‌انگیزِ توفان و تگرگ
رنج از من، نور از تو، باز فردا می‌شود

عشق را قانونِ تلخی‌ها روایت کرده‌اند
با تو گویا عشق را حل معما می‌شود

من نمی‌خواهم که دستی باشم اندر پشت تو
پشت‌درپشت توام، اینگونه بالا می‌شود

خانه‌ات امن و دمت گرم و اجاقت گرمتر
واژه از من، چشم از تو، شعر غوغا می‌شود

#ناشناس
دیدگاه ها (۸)

می‌خواستم بلد باشم تو را بخندانم،و بلد باشم وقتی غصه داری قا...

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

هم‌سلولی خطرناک (Part 4)آن شب، بعد از ساعت‌ها سکوت، جونگین ر...

اینو نوشتم اما نه شبیه چیزی که خواسته شده یه سناریو عاشقانه...

واژه از من، چشم از تو، شعر زیبا می‌شودشور از من، ناز از تو، ...

واژه از من ، چشم از تو ، شعر زیبا میشودشور از من ، ناز از تو...

واژه از من ،چشم از تو ،شعر زیبا میشودشور ازمن،نازازتو،شهر غو...

...واژه از من ،چشم از تو ،شعر زیبا میشودشور ازمن،نازازتو،شهر...

‌ واژه از من ، چشم از تو ، شعر زیبا میشودشور از من ، ناز از ...

سلام وعرض ارادت جاناااانیااا.آدینه تااان بےنظیر...درقلبمان ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط