تابع قوانین جمهوری اسلامی
دوپارتی
(وقتی فقط به بچش اهمیت میده...)
+چرا هیچوقت برات مهم نبودم ها؟ چرا اینقدر تحقیرم میکنی
× کی تحقیرت کردم ها ؟ کی ؟ تو برام...
مکث کرد ، داشت فکر میکرد از وقتی مادر بچه اش مرده کی بهت توجه کرده
+میبینی ؟ حتی خودتم یادت نمیاد آخرین بار کی توی بغلت بودم ، آخرین بار کی درکم کردی ، همیشه همینه همیشه دعوا
× این منم، از اول زندگیمون با رفتارام آشنایی داشتی ، خودت قبول کردی باهام باشی ، خودت بودی که گفتی برام مهم نیست و همین که کنارت باشم کافیه
+اما تو اونموقع عاشقم بودی ، میفهمی ؟
× الانم هستم
+نیستی ، نیستی من خیلی وقته تو زندگیت محو شدم ، تنها چیزی که بهش اهمیت دادی بچه ات بود...
× چیکار میکردم ها ؟ میخوای بچه ی خودم برام اهمیت نداشته باشه ؟ مادرش مرده میفهمی ؟ من پدرشم...
+ پس چرا... چرا باهام ازدواج کردی ؟ برای اینکه از بچت پرستاری کنم ؟ اون برام اهمیتی نداره، من مثل بچه ی خودم دوستش دارم، اما تو...تو...تو حتی ذره ای از محبتی که برای اون گذاشتی رو برای من نزاشتی ، اون زن بهت خیانت کرد ولی با این حال توی تمام زمان بارداریش پیشش بودی ، چندین ماه کامل رفتی و باهاش زندگی کردی ، با اینکه من توی این عمارت کوفتی تنها بودم و از ترس لحظه ای چشمام روی هم نمیرفت اون خیانتکار توی بغلت خواب خوش بود اصلا به منی که ب...
(وقتی فقط به بچش اهمیت میده...)
+چرا هیچوقت برات مهم نبودم ها؟ چرا اینقدر تحقیرم میکنی
× کی تحقیرت کردم ها ؟ کی ؟ تو برام...
مکث کرد ، داشت فکر میکرد از وقتی مادر بچه اش مرده کی بهت توجه کرده
+میبینی ؟ حتی خودتم یادت نمیاد آخرین بار کی توی بغلت بودم ، آخرین بار کی درکم کردی ، همیشه همینه همیشه دعوا
× این منم، از اول زندگیمون با رفتارام آشنایی داشتی ، خودت قبول کردی باهام باشی ، خودت بودی که گفتی برام مهم نیست و همین که کنارت باشم کافیه
+اما تو اونموقع عاشقم بودی ، میفهمی ؟
× الانم هستم
+نیستی ، نیستی من خیلی وقته تو زندگیت محو شدم ، تنها چیزی که بهش اهمیت دادی بچه ات بود...
× چیکار میکردم ها ؟ میخوای بچه ی خودم برام اهمیت نداشته باشه ؟ مادرش مرده میفهمی ؟ من پدرشم...
+ پس چرا... چرا باهام ازدواج کردی ؟ برای اینکه از بچت پرستاری کنم ؟ اون برام اهمیتی نداره، من مثل بچه ی خودم دوستش دارم، اما تو...تو...تو حتی ذره ای از محبتی که برای اون گذاشتی رو برای من نزاشتی ، اون زن بهت خیانت کرد ولی با این حال توی تمام زمان بارداریش پیشش بودی ، چندین ماه کامل رفتی و باهاش زندگی کردی ، با اینکه من توی این عمارت کوفتی تنها بودم و از ترس لحظه ای چشمام روی هم نمیرفت اون خیانتکار توی بغلت خواب خوش بود اصلا به منی که ب...
- ۹.۹k
- ۱۷ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط