{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم تنگ است از این دنیا چرایش را نمیدانم

دلم تنگ است از این دنیا چرایش را نمیدانم
من این شعر غم افزا را شبی صد بار میخوانم .

چه میخواهم از این دنیای افسون کار.
قسم بر پاکی اشکم جوابم را نمیدانم.

کنون باغصه می گویم خداوندا پشیمانم
بسوی درگه هستی هزاران بار رو کردم

الهی تا بگی غمگین در این غمخانه می مانم
خدایا با تو میگویم حدیث کهنه غم را

بگو با من که سالی چند در این غمخانه مهمانم.
دلم تنگ است از این دنیا چرایش را نمیدانم

ولی یک روز این غم را زخود آهسته می رانم...
دیدگاه ها (۶)

با تو گویم سهراب.... ...

سلام بازم تولد داریم تولد دوقلوهای نازنینم دوقلوهایی که هروق...

آواز عاشقانه ی ما در گلو شکستحق با سکوت بود ، صدا در گلو شکس...

سلام دوستان مهربانم صبح بخیر. ﻳﻚ ﺑﺎﻍ ﺳﻼﻡ ... ﻳﻚ ﺳﺒﺪ ﻣﺤﺒﺖ ......

عاشقانه های شبنم برا عزیزانم

دلم تنگ است از این دنیا چرایش را نمیدانم من این شعر غم افزا ...

دلم تنگ است از این دنیا چرایش را نمیدانم من این ...

دلم تنگ است از این دنیا… چرایش را نمیدانم!من این شعر غم افزا...

دلم تنگ است از این دنیا...چرایش را نمیدانم!من این شعر غم افز...

دلم تنگ است از این دنیا... چرایش را نمی...

دلم تنگ است از این دنیا... چرایش را نمی...

دلم تنگ است از این دنیا... چرایش را نمی...

✅ دلم تنگ است از این دنیا... چرایش را ن...

دلم تنگ است از این دنیا... چرایش را نمیدانم!من این شعر غم ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط