وقتی توی بار......(درخواستی)
ا/ت:بیخیال چان واقعا حسش نیست
فلش بک
با اعضا نشسته بودیم توی خوابگاه و داشتیم فیلم ترسناک میدیدیم که مثل همیشه هان ایده داد و ما قبول کردیم و قرار شد فیلمsmil(کیا این زهر مارو دیدن)رو ببینیم و بعد از فیلم همه ترسیده بودیم البته به جز هان که خب عادت داره به اینجور فیلما
جونگین:هی نظرتون چیه برای اینکه فیلکو فراموش کنیم بریم بار؟
چانگبین:هی هی هی تو واسه این کارا زیادی کوچولویی
لینو:من که خوشم اومد(رو به چان)بریم چان؟
چان:هی حتی حرفشم نزنید...میرم براتون پفیلا بیارم(رفت سمت آشپزخونه)
لینو:من راضیش میکنم شماها برین آماده شیم
فیلیکس:ولی اگه راضی نشد چی؟
لینو:به استعداد های من شک داری لی فیلیکس(لبخند شیطانی)
فیلیکس:به هیچ وجه هیونگ(لبخند)
ا/ت:بچه ها من خیلی حوصله ندارم شماها برین
هان:بیخیال ا/ت فقط یه شبه
هیونجین:حق با هانه بیا بریم خوش میگذره
ا/ت:ولی...
سونگمین:بیخیال توکه نمیخوای منو با اون پیرمرد و این چندتا بچه خلوچلش تنها بزاری میخوای؟
چانگبین:یاااا
بنگچان از آشپز خونه بیرون اومد و لینو ام پشت سرش به دیوار تکیه داده و با پوزخند به بنگچان نگاه میکرد
بنگچان:هی بچه ها بیاین بریم بار فک کنم برای یه شب مشکلی نباشه(لبخند)
جونگین:هی چطوری راضیش کردی هیونگ؟
لینو:رشوه(پوزخند)بالاخره این پسر مردم دوست داره یکم از خوراکیهای سونگمین بخوره
سونگمین:صبر کن ببینم..چی؟
لینو:یااااا سونگمیناااا بیا بریم آماده شیم
لینو دست سونگمینو گرفت و رفتم توی اتاق چانگبینو بلند شد و همراهشون رفت تا هم حواسش باشه که منم کاری نشه هم لباساشو عوض کنه
ا/تا عام وان من خیلی حال و حوصله ندارم امشب نمیام
چان:هی ا/تا بیا بریم دیگه
ا/تا:بیخیال چان اصلا حسش نیست
فیلیکس.....
دوستون دارم کیم لارا ✨
#استری کیدز-#بنگچان-#لینو-#چانگبین-#هیونحین-#هان-#فیلیکس-#سونگمین-#جونگین-#سناریو-#تکپارتی-#چندپارتی
فلش بک
با اعضا نشسته بودیم توی خوابگاه و داشتیم فیلم ترسناک میدیدیم که مثل همیشه هان ایده داد و ما قبول کردیم و قرار شد فیلمsmil(کیا این زهر مارو دیدن)رو ببینیم و بعد از فیلم همه ترسیده بودیم البته به جز هان که خب عادت داره به اینجور فیلما
جونگین:هی نظرتون چیه برای اینکه فیلکو فراموش کنیم بریم بار؟
چانگبین:هی هی هی تو واسه این کارا زیادی کوچولویی
لینو:من که خوشم اومد(رو به چان)بریم چان؟
چان:هی حتی حرفشم نزنید...میرم براتون پفیلا بیارم(رفت سمت آشپزخونه)
لینو:من راضیش میکنم شماها برین آماده شیم
فیلیکس:ولی اگه راضی نشد چی؟
لینو:به استعداد های من شک داری لی فیلیکس(لبخند شیطانی)
فیلیکس:به هیچ وجه هیونگ(لبخند)
ا/ت:بچه ها من خیلی حوصله ندارم شماها برین
هان:بیخیال ا/ت فقط یه شبه
هیونجین:حق با هانه بیا بریم خوش میگذره
ا/ت:ولی...
سونگمین:بیخیال توکه نمیخوای منو با اون پیرمرد و این چندتا بچه خلوچلش تنها بزاری میخوای؟
چانگبین:یاااا
بنگچان از آشپز خونه بیرون اومد و لینو ام پشت سرش به دیوار تکیه داده و با پوزخند به بنگچان نگاه میکرد
بنگچان:هی بچه ها بیاین بریم بار فک کنم برای یه شب مشکلی نباشه(لبخند)
جونگین:هی چطوری راضیش کردی هیونگ؟
لینو:رشوه(پوزخند)بالاخره این پسر مردم دوست داره یکم از خوراکیهای سونگمین بخوره
سونگمین:صبر کن ببینم..چی؟
لینو:یااااا سونگمیناااا بیا بریم آماده شیم
لینو دست سونگمینو گرفت و رفتم توی اتاق چانگبینو بلند شد و همراهشون رفت تا هم حواسش باشه که منم کاری نشه هم لباساشو عوض کنه
ا/تا عام وان من خیلی حال و حوصله ندارم امشب نمیام
چان:هی ا/تا بیا بریم دیگه
ا/تا:بیخیال چان اصلا حسش نیست
فیلیکس.....
دوستون دارم کیم لارا ✨
#استری کیدز-#بنگچان-#لینو-#چانگبین-#هیونحین-#هان-#فیلیکس-#سونگمین-#جونگین-#سناریو-#تکپارتی-#چندپارتی
- ۶۵.۳k
- ۲۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط