‌خندهای تو دلم را

‌خندهای تو دلم را

می بردای جان من

برق چشمان سیاهت

می برد ایمان من

دلبری های تو هر دم

شهره ی آفاق است

عشوه های توهمیشه

موجب عصیان من

#F
دیدگاه ها (۵)

می‌برد هوش از سرم طره‌ی تاب‌دار تودوباره زنده می‌کند بوسه ی ...

خدا از ما نگیرد روزی شب‌زنده‌داری رانصیب ما کند یک بار دیگر ...

می نویسمـ دوستتــ دارمـبخوان دلمـ برایتــ تنگــ شدهمی نویسم ...

سجاد - آرامش خاطر

آمده‌ام به پابوس آقایی که پناه دل‌های بی‌قرار است… 🥹🤍 میان ا...

غـزل بانـوی مـهر آئین بنــازم روی ماهت را به عطر زلف مشکینت ...

گفتی: «عاشقین؟!» و دلم گفت: «مگر شک داری؟» من که جز نامِ تو ...

خیال تو نسیم گونه می وزد و شمیم عطر تن تو می پیچد بر دشت شقا...

@nphotography

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط