{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در آغوشش عطرش را "بو"نکن..

در آغوشش عطرش را "بو"نکن..
بعدها...
همان "عطر"...
جای دیگری ویرانت میکند..ویران...
آنجاست که میفهمی"دلتنگی"چه دماری از روزگارت در آورده است..
که حتی خود را نیز فراموش کرده ای...
بزرگترین عذاب همین"خاطره های بی انصاف"میباشند..
که حتی با یک بوی"عطر" تورا چنان میکوبد..در خود میشکند که....خسته ات میکند..
دلتنگی تاوان تمام همین دل بستن هاست...
کاش میشد دل را جا گذاشت و رفت...
کاش..میشد که"رفت"..."رفت"...
دیدگاه ها (۶)

CM plz

بعله

ای جوووووووووووووونم

در آغوشش عطرش را "بو"نکن..بعدها...همان "عطر"...جای دیگری ویر...

در آغوشش عطرش را "بو"نکن..بعدها...همان "عطر"...جای دیگری ویر...

در آغوشش عطرش را "بو"نکن..بعدها...همان "عطر"...جای دیگری ویر...

در آغوشش عطرش را "بو"نکن..بعدها...همان "عطر"...جای دیگری ویر...

در آغوشش عطرش را "بو"نکن..بعدها...همان "عطر"...جای دیگری ویر...

تمنای آغوشت را دارم..عطرش_را_بو_نکندر آغوشش عطرش را "بو"نکن....

ویران...آنجاست ک میفهمی"دلتنگی"چه دماری از روزگارت در آورده ...

✍️ویران آنجاست که میفهمی"دلتنگی"چه دماری از روزگارت در آورده...

ویران...آنجاست که میفهمی"دلتنگی"چه دماری از روزگارت در آورده...

ویرانآنجاست که میفهمی"دلتنگی"چه دماری از روزگارت در آورده اس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط