{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

موضوع انشاء: نان حلال ، نان حرام

موضوع انشاء: نان حلال ، نان حرام

آقاتقي يك ماست‌بندي دارد. او هميشه پولِ آبِ مغازه را سروقت مي‌دهد تا آبي كه در شيرها مي‌ريزد و ماست مي‌بندد حلال باشد. آقا تقي مي‌گويد: آدم بايد يك لقمه نان حلال به زن و بچه‌اش بدهد تا فردا كه سرش را گذاشت روي زمين و عمرش تمام شد، پشت سرش بد و بيراه نباشد.

دايي من كارمند يك شركت است. او مي‌گويد: تا مطمئن نشوم كه ارباب رجوع از ته دل راضي شده، از او رشوه نمي‌گيرم. آدم بايد دنبال نان حلال باشد. دايي‌ام مي‌گويد: من ارباب رجوع را مجبور مي‌كنم قسم بخورد كه راضي است و بعد رشوه مي‌گيرم!

عموي من يك غذاخوري دارد. عمو هميشه حواسش است كه غذاي خوبي به مردم بدهد. او مي‌گويد: در غذاخوري ما از گوشت حيوانات پير استفاده نمي‌شود و هر چه ذبح مي‌كنيم كره الاغ است كه گوشتش تُرد و تازه است و كبابش خوب در مي‌آيد. او حتماً چك مي‌كند كه كره الاغ‌ها سالم باشند وگرنه آن‌ها را ذبح نمي‌كند. عمويم مي‌گويد: ارزش يك لقمه نان حلال از همه‌ي پول‌هاي دنيا بيشتر است!! آدم بايد حلال و حروم نكند. عمو مي‌گويد: تا پول آدم حلال نباشد، بركت نمي‌كند. پول حرام بي‌بركت است.
دیدگاه ها (۵)

انشای یک دانش آموز، در مورد "پول حلال" نان حلال خیلی خیلی خو...

موضوع انشاء:نان حلال، نان حرام!آقا تقى يك ماست‌بندى دارد.او ...

آقا تقى ماست‌بندى دارداوهميشه قبضِ آب مغازه راسروقت میدهد!تا...

نان حلال خیلی خیلی خوب است. من نان حلال را خیلی دوست دارم.ما...

نان حلال خیلی خیلی خوب است. من نان حلال را خیلی دوست دارم.ما...

نان حلال خيلی خيلی خوب است. من نان حلال را خيلی دوست دارم.ما...

انشای یک دانش آموز، در مورد "پول حلال" نان حلال خیلی خیلی خو...

انشای یک دانش آموز، در مورد «پول حلال» نان حلال خیلی خیلی خو...

انشای یک دانش آموز، در مورد «پول حلال» نان حلال خیلی خیلی خو...

انشای یک دانش آموز، در مورد "پول حلال" نان حلال خیلی خیلی خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط