*خاطره از شهید بابک نوری هریس*

*خاطره از شهید بابک نوری هریس*
شهید می‌گفتند:
نگران من نباشید من اونجا برم بی مادر
نمی مونم که ،میرم پیش مادر اصلی همه
مون حضرت زینب (س) ... 💔😔
#شهیدانه
#رفیق_شهیدم
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
دیدگاه ها (۰)

بسم الله الرحمن الرحیم پیام به مناسبت سالروز ولادت باسعادت ح...

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

ماجرای ولادت #حضرت_زینب کبری سلام الله علیها 💚💚🌷🌷💚💚💚🌷🌷💚💚🔸هنگ...

ماجرای ولادت #حضرت_زینب کبری سلام الله علیها 💚💚🌷🌷💚💚💚🌷🌷💚💚🔸هنگ...

🩺 این کلام امیرالمؤمنین (ع)، هدیه به همه پرستارها…امام علی ع...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

🏴🖤 هر دو شهید، هر دو غریب… 🖤🏴🎥🥀 روضه‌خوانی جانسوز امام شهید ...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_51سریع سوار ماشین شدم و با س...

🥀🖤😭 مادر… ما رو روز محشر تنها نذاری! 😭🖤🥀💔🌹 مادر، به تپش‌های ...

قصه سی و ششم: نرجس خاتون بخش اول

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط