_سناریو_

وقتی خانواده ات ترکت کردن و دلیلی نداری تا با خوشحالی به زندگیت ادامه بدی(درخواستی)
__________________________
(نامی همیشه باهات حرف میزنه و سعی میکنه بهت انگیزه بده)
________________________
(جین برات جوکای بابابزرگی میگه و هر غذایی که دوست داشته باشی رو‌برات درست میکنه)
________________________
(یونگی چند هفتس خوب نخوابیده چون تا صب باهات حرف میزنه و فیلم نگاه میکنین..یونگی هرشب تا صب توی بغلش میخوابونت)
________________________
(جیهوپ بعد از اون اتفاق یه تور مسافرتی یک‌ماهه رزرو کرد تا با هم برید مسافرت و تمامه مدت مراقبت بود و هروقت دلت میگرفت محکم بغلت میکرد تا بتونی خودتو خالی کنی)
________________________
(جیمین هر روز باهات موچی درست میکنه و ازت برای نوشتنه اهنگه جدیدش کمک میگیره)
________________________
(تهیونگ باهات حرف میزنه تا آروم تر بشی..خیلی هواتو داره و هرشب برای اینکه بتونی بخوابی برات چند صفحه از کتابه (دزیره) رو میخونه)
________________________
(جانگکوک از کمپانی مرخصی میگیره تا چند هفته پیشت بمونه و مراقبت باشه..هرروز برات اهنگه مورد علاقتو میخونه و برات یه خرگوش میخره تا با اون سرگرم بشی)
________________________
لایک و کامنت؟
کامنت:کدوم یک از اعضا بهتر بود؟
(واسه فرانک اشتاینم🌚🐑)
#سناریو
دیدگاه ها (۷)

خب خب....دوستان یکی توی کامنت ها خواست از ایزانا بزارم منم گ...

Mikey

Izana

My lovely neighbor part : ۶۹

سناریووقتی عضو هستمی و عاشقتننامجون. برات کتاب میخونه قبل از...

وقتی باهم میرید جنگل نامجون:باهات کلی حرف میزنه و کتاب میخون...

_سناریو_

درخواستی

#سناریو وقتی باهم میرید جنگل نامجون:باهات کلی حرف میزنه و کت...

_سناریو_

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط