{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق اگر با تو بیاید به پرستاری من

عشق اگر با تو بیاید به پرستاری من
شب هجران نکند قصد دل آزاری من

روزگاری که جنون رونق بازارم بود
تو نبودی که بیایی به خریداری من

برگ پاییزیم و خسته دل از باد خزان
باغبان نیز نیامد پیِ دلداری من

اشک گرم و غم عشق آمد و جانا چه کنم
گر به فردا نرسد این شب بیداری من

من و دیوانگی و مهر و وفا یار شدیم
تا تو باشی و من و عشق و وفاداری من

عشق اگر با تو بیاید به پرستاری من
قصه ی عشق شود قصه ی بیماری من
دیدگاه ها (۱)

آخر ای دوست نخواهی پرسیدکه دل از دوری رویت چه کشیدسوخت در آت...

امشب غزل بر موج دریا مینویسمدریای عشقم را همینجا مینویسمامشب...

جزغمت هم سخنی نیست خیالت راحتگذر از کوی کسی نیست خیالت راحتش...

گــوش کن سـاز دلم را که شنـیدن داردهمــه شب دل نی عشق تو دمی...

فراتر از خویش

عشق اگر با تو بیاید به پرستاری من شب هجران نکند قصد دل آزاری...

عشق اگر با تو بیاید به پرستاری من شب هجران نکند قصد دل آزاری...

عشق اگر با تو بیاید به پرستاری من شب هجران نکند قصد دل آزاری...

عشق اگر با تو بیاید به پرستاری من شب هجران نکند قصد دل آزاری...

عشق اگر با تو بیاید به پرستاری من شب هجران نکند قصد دل آزاری...

عشق اگر با تو بیاید به پرستاری من شب هجران نکند قصد دل آزاری...

عشق اگر با تو بیاید به پرستاری من شب هجران نکند قصد دل آزاری...

عشق اگر با تو بیاید به پرستاری من،شب هجران نکند قصد دل آزاری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط