{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وصیت سگ

وصیت سگ

سگ گله ای بمرد،چون صاحبش خیلی
آن را دوست داشت،او را در یکی از مقابر مسلمین دفن کرد!
خبر به قاضی شهر رسیدو دستور داد
او را احضار کنند وبسوزانند،زیرا او سگ
خود را در قبرستان مسلمانان به خاک
سپرده است،وقتی او را دستگیر کردند
ونزد قاضی آوردند،گفت؛
ای قاضی،این سگ وصیتی کرده که
می خواهم به شما عرض کنم تا بر ذمه من چیزی باقی نماند!
قاضی پرسید ؛وصیت چیست ؟
مرد گفت؛هنگامی که سگ در حال موت بود به او اشاره کردم که همه ی این گوسفندان از آن تو است،پس وصیت کن آنها را به چه کسی بدهم؟
وسگ به خانه ی شما که قاضی شهر هستید اشاره کرد!
قاضی با تاثر و تاسف گفت ؛
علت فوت مرحوم سگ چه بود؟
آیا به چیز دیگری وصیت نکرد؟
خداوند به نعمات اخروی بر او منت نهد و تو نیز به سلامت برو،چنانچه آن مرحوم وصایای دیگری داشت ما را
آگاه گردان تا بدان عمل کنیم !
"عبید زاکانی"


وچقدر این داستان این روزها برای ما
آشناست
دیدگاه ها (۱)

دوستت دارم های سیزده سالگی را روی بخار شیشه ی کلاس کشیدیمبا ...

متنی زیبا با نام "جرات کن"وقتی روز جدیدی شروع می شود،جراتکن ...

یادمان باشد که ....لحظه هاست که آدمی را همچون پوچ میکندلحظه ...

زیبا ترین ودوست داشتنی ترین انسانهایی که می شناسیم،آنهایی هس...

گویند: سگ گله ای بمرد . چون صاحبش خیلی آن را دوست داشت ، او ...

توصیه های آیت الله بهجت برای موفقیت در زندگی و آرامش دنیوی و...

توصیه های آیت الله بهجت برای موفقیت لطفا به اشترا...

{این گونه مجالس را دوست دارم}امام صادق (ع) به فضیل بن یسار ف...

فرازهای وصیتنامه حضرت امیرالمومنین ع

گناه در لغت به معناي خطا، جرم، غلط، جفا و ظلم آمده، و در لغ...

زندگی نامه ی عبدالرحمن شرفکندی مشهور به «ماموستا هه ژار»زندگ...

و بله دنیز عاشق دمیر شد نه تئومان . . :)!

زوج خفن!!

ArLey :)!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط